یادبود + قسمتی از زندگی نامه شهید چمران

 

سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران سردار پرافتخار اسلام را به پيشگاه ولي‏عصر ارواحنا فداه و مردم شهيد پرور ايران اسلامي تسلیت عرض می نمائیم.

قسمتی از زندگی نامه شهید چمران

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگى حماسه‏آفرين و پرفراز و نشيب دكتر مصطفى چمران از مقاطعى بسيار گوناگون و حساس شكل گرفته است، شرايط خاص هر مقطع كاملاً قابل دقت است، زمانى در دوران مبارزات ملى‏شدن صنعت نفت و پس از آن در دوران اختناق بعد از كودتاى 28 مرداد، ساليانى چند در امريكا، سپس در مصر و بعد از آن دوران حماسه‏ساز لبنان، در كنار مرزهاى اسرائيل و پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در وطن و ميهن اسلامى خود در مسئوليت‏ها و مأموريت‏هاى مختلف، عمر پرجوش و تحرك و انسان‏ساز خود را سپرى ساخت.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

ادامه نوشته

حدیث هفته (44)


قال امیرالمومنین علی علیه السلام:

« الصبر صبران: صبر علی ما تکره، و صبر عما تحب »

امام علی علیه السلام فرمودند:

« شکیبایی دو گونه است: شکیبایی بر آنچه خوش نمی شماری و شکیبایی از آنچه آن را دوست می داری »

کلمات قصار نهج البلاغه ، شماره 55

داستان هفته (37)


ممکن است این چنین نیز بشود

مردی با زن خود بر سر سفره نشسته بود میان سفره مرغی بریان نهاده بودند. سائلی به در خانه آنها آمده درخواست کمک کرد: صاحب خانه از جای حرکت نموده او را با عصبانیت دور کرد مدتی گذشت آن مرد فقیر شد بواسطه تنگدستی زوجه خود را طلاق داد، زن شوهر دیگری اختیار نمود اتفاقا باز روزی با شوهر بر سر سفره ای نشسته بودند مرغ بریانی هم وجود داشت.

فقیری بر در خانه آمد شوهرش گفت خوبست همین مرغ را به فقیر بدهی، زن مرغ را برداشت و بدرب خانه رفت و به فقیر داد، وقتیکه بازگشت شوهر متوجه شد زن گریه می کند، سبب گریه را پرسید. گفت آن فقیر شوهر سابقم بود حکایت آزردن و کمک نکردن بسائل را برایش شرح داد شوهرش گفت بخدا سوگند من همان سائلم که بدر خانه شما آمدم و آن مرد مرا رنجانید.

_______________________________________

داستانها و پندها ، محمد مهدی اشتهاردی / جلد 4 ، شماره 21

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی

نکاتی معنوی از امام خمینی (رضوان الله علیه) (4)


بسم الله الرحمن الرحیم

 

نکاتی معنوی از امام خمینی (رضوان الله علیه) (4)

«در بیان آن که حبّ دنیا باعث تشتّت خیال است»

 

باید دانست که به حسب فطرت، قلب به هر چه علاقه و محبت پیدا کرد، قبلۀ توجه آن، همان محبوب است و اگر اشتغال به امری مانع از تفکر در حال محبوب و جمال مطلوب شود به مجرد آن که آن اشتغال کم شود و آن مانع از میان بر خیزد فوراً قلب به سوی محبوب خود پرواز نموده متعلق به دامن آن شود ... .

بالجمله دل ما چون با حبّ دنیا آمیخته شده و مقصد و مقصودی جز تعمیر آن ندارد ناچار این حبّ، مانع از فراغت قلب و حضور آن در محضر قدس شود و علاج این مرض مهلک و فساد خانمان سوز با علم و عمل نافع است.

اما علم نافع برای این مرض، تفکر در ثمرات و نتائج آن و مقایسه کردن بین آن ها و مضارّ و مهالک حاصله از آن است ... .

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»

ادامه نوشته

نکات فقهی 69

 

نکته فقهی (69): اقسام شهرت

اصولی ها شهرت را سه قسم می دانند:

الف) شهرت روایی: اگر یک روایت در میان محدثین مشهور باشد،می گویند شهرت روایی محقق گشته است؛

ب) شهرت عملی: وقتی فقها به یک روایت در موارد متعدد استفاده کرده و به آن عمل می کنند می گویند این روایت شهرت عملی دارد؛

ج) شهرت فتوایی: وقتی یک فتوی توسط فقهاء بسیاری صادر گردد و در میان آنها مشهور شود می گویند در مسأله شهرت فتوایی وجود دارد.

توجه به سه نکته در اینجا لازم است:

1- شهرت روایی تنها در باب تعارض اخبار - آن هم بنابر مبنای دسته ای از اصولیون - موثر است.(برخلاف مرحوم امام)

2- شهرت عملی به نظر عده ای از اصولیون سبب جبران شدن ضعف سند نمی شود (مرحوم خوئی و عده ای از شاگردان).

3- اگر ما شهرت فتوایی را حجت بدانیم چنانچه مرحوم امام فرموده اند: شهرت فتوایی فقها تا زمان شیخ طوسی مفید است اما شهرت فتاوای متاخرین ارزشمند نیست.

والسلام علیکم و رحمة الله

« سید محمد مهدی رفیعی »

حدیث هفته (43)

 

قال رسول الله صلی الله و علیه و آله:

« اتقی الناس من قال الحق فیما له و علیه »

رسول اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند:

« از همه مردم پرهیزگارتر آن کس است که حق را بر نفع و ضرر خویش بگوید »

__________________________________
نهج الفصاحه؛ انتشارات جاویدان / شماره 43

داستان هفته (36)

 

فلسفه هفت تکبیر

هشام بن حکم گوید : از امام موسی بن جعفر (ع) سوال کردم، چرا در آغاز نماز هفت تکبیر مستحب است، و چرا در رکوع نماز می گوئیم: سبحان ربی العظیم و بحمده و در سجده می گوئیم: سبحان ربی الاعلی و بحمده.

فرمود: خداوند آسمانهای هفتگانه آفرید، و زمین را هفت طبقه کرد، و پرده ها را هفت عدد قرار داد، وقتی که رسول خدا (ص) در شب معراج به آخرین نقطه اصلی رسید، یکی از پرده ها به رویش گشوده شد، حضرت تکبیر گفت ... پرده دوم برداشته شد، حضرت تکبیر گفت ... پرده سوم و چهارم و پنجم و ششم تا هفتم به همین ترتیب پس از گشودن هر پرده ای تکبیر گفت، وقتی پس از گشودن پرده هفتم، عظمت خدا را دید لرزه بر اندامش شد و خم گردید و دستها را بر زانو گذاشت و گفت سبحان ربی العظیم و بحمده : « پاک و منزه است پروردگار بزرگ من و حمد وسپاس می کنم او را » وقتی که از حال رکوع برخاست و ایستاد، عظمتی دیگر بالاتر از عظمت اول، از خدا دید، به سجده افتاد و گفت : سبحان ربی الاعلی و بحمده « پاک و منزه است پروردگار اعلا و با عظمت و من او را حمد و سپاس می گویم » تا هفت بار که این جمله را گفت لرزه از اندامش رفع شد. علل الشرایع ص 371

___________________________________________

داستانها و پندها؛ محمد مهدی اشتهاردی / جلد 4 / شماره 96

و السلام

محمدرضا کریمی

نکاتی معنوی از امام خمینی (رضوان الله علیه) در باب عبادات (3)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نکاتی معنوی از امام خمینی (رضوان الله علیه) در باب عبادات (3)

 

3- از آداب مهمۀ قلبیۀ عبادات، خصوصاً ذکریه ، طمأنینه است و آن غیر از طمأنینه ای است که فقها (رضوان الله علیهم) در خصوص نماز اعتبار کرده اند و آن عبارت است از آن که شخص سالک عبادت را از روی سکونت قلب و اطمینان خاطر به جا آورد زیرا که اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل به جا آورَد قلب از آن عبادت منفعل نشود و آثاری از عبادت، در ملکوت قلب حاصل نشود و حقیقت عبادت صورت باطنیۀ قلب نگردد؛ یکی از نکات تکرار عبادات و تکثار اذکار و اوراد آن است که قلب را از آن ها تاثیری حاصل آید و انفعالی رخ دهد تا کم کم حقیقت ذکر و عبادت، تشکیل باطن ِ ذات را دهد و قلبش با روح عبادت متحد گردد و تا قلب را اطمینان و سکونت و طمأنینه و وقار نبود، اذکار و نسک را در آن تاثیری نیست ... در اوّل امر که زبان قلب گویا نشده، سالک ِ راه آخرت باید آن را تعلیم دهد و با طمأنینه و سکونت، ذکر را به آن القاء کند؛ همین که زبان قلب باز شد قلب، قبلۀ لسان و سایر اعضاء شود با ذکر آن، همۀ مملکت وجود انسانی ذاکر گردد.

مصباح الشریعة :

«فاجعل قلبک قبلة للسانک لا تحرکه الا باشارة القلب و موافقة العقل و رضی الایمان»

(«قلبت را قبلۀ زبانت قرار ده و آن را جز با اشارۀ قلب و موافقت عقل و رضایت ایمان به سخن در مکش»)

 

فرقه ی خَطـّابیه از فِرَق غالی ( غلو کننده ) شیعه (بخش سوم و پایانی)


بسم الله الرحمن الرحیم

فرقه ی خَطـّابیه از فِرَق غالی ( غلو کننده ) شیعه (بخش سوم و پایانی)
«یاسر اسماعیلی»

... عبدالقاهر بغدادی می گوید : خطابیان، امامان از فرزندان علی را خدا می دانند . ابوالخطاب ابتدا امامان را پیامبر دانست و بعد آنان را به حّد خدایی رسانید و فرزندان حسن و حسین را پسران و دوستان خدا نامید . پس از نفرین و رانده شدن وی از نزد حضرت صادق (علیه السلام)، خود مدعی خدایی شد و پیروان وی هم می گفتند جعفر خداست ولی ابوالخطاب در خدایی از وی و علی بن ابی طالب(علیه السلام)  برتر است.(81)

وی در کناسه کوفه مقر و خرگاهی بزد و در آنجا یارانش را به پرستش جعفر خواند و در نهایت در همانجا کشته و بر دار شد. علمای علم فرق خطابیه را در زمره اسماعیلیه شمرده اند؛ مثلاً نوبختی آورده است که دسته ای از اسماعیلیه هستند که پیرو ابوالخطاب بوده و همۀ کارهای حرام را روا دانسته و مردمان را به پیامبری ابوالخطاب می خوانند.(82)

این دسته گویند که ابوالخطاب پیامبر است و او را جعفربن محمد (علیهماالسلام)  فرستاده و پس از واقعۀ کشته شدن وی و اصحابش، به آسمان رفته و از فرشتگان گشت. پیروان وی پس از او به امامت محمد بن اسماعیل بن جعفر و هواخواهی او روی آوردند. آنان گفتند روح جعفر بن محمد (علیهماالسلام) در ابوالخطاب حلول کرده و پس از غیبت وی در محمد بن اسماعیل بن جعفر جایگزین گشت و امامت در فرزندان محمد بن اسماعیل باقی ماند لذا در طایفۀ اصلی خطابیه عقاید اسماعیلیه جاری گشت .(83)

آنان در مورد آیه شریفۀ:

 

« اما السفینة فکانت لمساکین یعملون فی البحر فاردت ان اعیبها »

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»

 

ادامه نوشته

نکات فقهی (68)


بسم الله الرحمن الرحیم

 نکتۀ فقهی(68):

«در باب اسراف»

 
می دانیم که یکی از محرمات اسلام اسراف است اما اسراف چیست؟

از مجموع فرمایشات فقها استفاده می شود که اسراف یعنی از حد اعتدال عبور کردن.

در این جا این سؤال مطرح می شود که چه معیاری وجود دارد که ما بفهمیم از حد اعتدال عبور کرده ایم یا نه؟

 
در کلمات فقها چهار معیار ذکر شده است که البته با هم فرق دارند:

1- اگر مال را تلف کنید اسراف است؛ مانند دور ریختن آب و غذای اضافی.

2- استفاده کردن از مال، بیش از مقدار نیاز، اسراف است؛ مانند ساختن چند خانه برای کسی که یک خانه برای او کافی است.

3- استفاده کردن از مال، بیش از شأن و منزلت اجتماعی، اسراف است؛ مانند خریدن یک ماشین گران قیمت برای یک خانوادۀ فقیر.

4- مصرف کردن مال در کاری که غرض عقلایی به آن تعلق نمی گیرد، اسراف است؛ مانند باز گذاشتن شیر آب بدون هدف خاصی.

 
روشن است که بین این معیارها تفاوت بسیاری وجود دارد.برخی از اعمال بر طبق بعضی ملاکات، اسراف است اما بر طبق دیگری چنین نیست؛ مثلاً مثالی که در مورد معیار سوم ذکر کردیم بر طبق معیار چهارم می تواند اسراف نباشد چرا که آن خانوادۀ بی بضاعت، آن ماشین گران قیمت را مثلاً به غرض دوام بیشتر یا راحتی مسافرت با آن تهیه کرده اند و با وجود چنین غرض عقلایی، اسراف نخواهد بود.

تحقیق بیشتر در این زمینه را به وقت دیگری مؤکول می کنیم.

برای مطالعۀ بیشتر مراجعه کنید به:

«عوائد الایام/ مرحوم نراقی/ عائدۀ 61 »

و

«دراسة حول الاسراف/ آقای انصاری»

 
«سید محمد مهدی رفیعی»

نیلی شد آسمان ز غم هجر فاطمه (سلام الله علیها)

 

« اسوه تقوا »

بى ‏تو يا فاطمه، من بى كس و تنها چه كنم                 در غم مرگ تو اى اسوه تقوا چه كنم

با وجود تو غم از دل بزدودم همه حال                       بعد از اين با غمت اى بانوى عُظمى چه كنم

باغبان رفته و گل‎ها همه پژمرده شدن                      بى‏گل روى تو اى نوگلِ طه چه كنم

فاطمه! رفتى و شد روز على چون شب تار                 با چنين فتنه كه شد بعد تو بر پا چه كنم

مرگت اى راحت جان، از دو جهان سيرم كرد              عمر اگر طول كشد، بى‏تو من اينجا چه كنم

زندگى با تو صفا داشت ولى صد افسوس                   رفتى اى همسر والا، منِ تنها چه كنم

محسنت كشته شد از ضربِ لگد در پسِ در                  با عزيزانِ تو و گريه آنها چه كنم

نور رخسار تو مى‏داد به اين خانه، صفا                     خانه، غمخانه شد، اى زهره زهرا چه كنم

من اگر از غم مرگ تو نميرم، عجب است                  زندگى بى تو در اين وادى غم‎ها چه كنم

بس كن اين قصّه كه شد باعث خاموشى «شمع»         گر شفاعت نكند فاطمه فردا چه كنم

 " هاشم کلانتری (شمع) "

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

ادامه نوشته

حدیث هفته 42

 

قال امیرالمومنین علی علیه السلام:

« یا ابن آدم اذا رایت ربک سبحانه یتابع علیک نعمه و انت تعصیه فاحذره »

امام علی علیه السلام فرمودند: « پسر آدم! چون دیدی پروردگارت پی در پی نعمت های خود به تو می رساند و تو او را نافرمانی می کنی از او بترس »

کلمات قصار نهج البلاغه، شماره 25

داستان هفته (35)

 

خدا توبه پذیر مهربان است

حضرت موسی ع در کوه طور در مناجات خود عرض کرد: یا اله العالمین (ای خدای جهانیان) جواب آمد لبیک (یعنی ندای تو را پذیرفتم) سپس عرض کرد: یا اله المطیعین (ای خدای اطاعت کنندگان) جواب شنید لبیک، سپس عرض کرد: یا اله العاصین (ای خدای گنهکاران)، این دفعه سه بار شنید لبیک، لبیک، لبیک.

موسی ع عرض کرد: حکمتش چیست که این دفعه سه بار شنیدم که فرمودی لبیک، به او خطاب شد: عارفان به معرفت خود، نیکوکاران به کار نیک خود، و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند، ولی گنهکاران جز به فضل من پناهی ندارند، اگر از درگاه من ناامید گردند به درگاه چه کسی پناه ببرند.

_________________________________
داستانها و پندها / جلد 4 شماره 97

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی

أجوبة الاستفتاءات ( مقام معظم رهبری )


بسم الله الرحمن الرحیم

أجوبة الاستفتاءات ( مقام معظم رهبری )

تهیه کننده:سید محمدباقر موسوی

 

احكام نجاسات‏

 

صفحه ی : 51

س 267:

آيا خونى كه بر اثر كوبيدن شديد سر به ديوار در عزاى امام حسين «عليه السلام» از سر انسان جارى و به سر و صورت شركت كنندگان در مراسم عزادارى پاشيده مى‏شود، پاك است يا خير؟

ج:

خون انسان در هر صورت نجس است.

 

 

س 268:

آيا اثر كم رنگ خون كه بعد از شستن بر لباس باقى مى‏ماند، نجس است؟

ج:

اگر عين خون نباشد و فقط رنگ آن باقى مانده باشد كه با شستن از بين نمى‏رود، پاك است.

 

 

س 269:

لكه خونى كه گاهى در تخم مرغ يافت مى‏شود، چه حكمى دارد؟

ج:

محكوم به طهارت است، ولى خوردن آن حرام است.


«روی ادامه مطلب کلیک کنید»

 
ادامه نوشته

فرقه ی خَطـّابیه از فِرَق غالی ( غلو کننده ) شیعه (2)


بسم الله الرحمن الرحیم

فرقه ی خَطـّابیه از فِرَق غالی ( غلو کننده ) شیعه (2)
«یاسر اسماعیلی»

... برخی فِرق ِ پس از ابوالخطاب را هم می توان انشعاباتی لاحق برای فرقۀ خطابیه دانست که توسّط عدّه ای از هواخواهان ابوالخطاب که در کوفه باقی مانده بودند ، ایجاد شد .

یکی از این افراد را می توان بزیع بن موسی حائک (بافنده و نسّاج) دانست که فرقۀ بزیعیه منسوب به اوست . وی از جمله غلاتی است که بارها مورد لعنت امام صادق (علیه السلام) قرار گرفت و در روایت صحیحه آمده است که زمانی که خبر قتل وی به امام رسید ، خدا را شکر کرده و فرمودند : برای این جماعت مغیریّه که توبه نمی کنند ، چیزی بهتر از مرگ وجود ندارد.(42)

شاید علّت اینکه حضرت وی را مغیری می شمرند این باشد که قبل از ابوالخطاب مهمترین غالی ، مغیره بود و همۀ آنها در پیروی از مشی غلات و جریان فکری غلوّ متحد بودند.(43)

زمانی که خبر لعن ابوالخطاب به وسیله امام صادق (علیه السلام) به آنها رسید گفتند مراد وی قتادة بن رفاعه بصری ، فقیه بصریان که کنیه اش ابوالخطاب است ، می باشد که حضرت پس از آگاهی از این تأویل آنان فرمودند : مراد من محمد بن مقلاص است ، خداوند شاکـّین در او ، اصحابش و هر که بگوید مراد من از لعنت ابوالخطاب ، غیر اوست و هر کس را که در لعنت و بیزاری از وی توقف نماید ، لعنت کند.(44)

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»

ادامه نوشته

نکاتی معنوی از امام خمینی (رضوان الله علیه) در باب عبادات (2) - به مناسبت ارتحال ایشان


بسم الله الرحمن الرحیم

نکاتی معنوی از امام خمینی (رضوان الله علیه) در باب عبادات (2)

 

2- یکی از اموری که از برای سالک در جمیع عبادات خصوصاً نماز که سرآمد همۀ عبادات است و مقام جامعیت دارد لازم است، خشوع است و حقیقت آن عبارت است از خضوع تمام و ممزوج با حبّ یا خوف، و آن حاصل شود از ادراک عظمت و سطوت و هیبت جمال و جلال ... پس از آن که عظمت و جمال و جلال حق را انسان به برهان یا بیان انبیاء (علیهم السلام) فهمید، قلب را باید متذکر آن نمود و کم کم با تذکر و توجه قلبی و مداومت به ذکر عظمت و جلال حق خشوع را در قلب وارد باید نمود تا نتیجۀ مطلوبه حاصل آید و در هر حال سالک نباید قناعت کند به آن مقامی که دارد، که هر مقام که برای ما حاصل شود در بازار اهل معرفت به پشیزی نیرزد و در سوق اصحاب قلوب با خردلی مقابله نکند. سالک باید در جمیع حالات متذکر نقص و معایب خود باشد شاید راهی به سعادت از این طریق باز شود.

والحمد لله

نکات فقهی(67)


بسم الله الرحمن الرحیم

 نکتۀ فقهی (67 ) : دربارۀ غیبت

 

روایت معروفی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرموده اند:

«الغیبة اشدّ من الزنا»

یعنی :
«غیبت از زنا سخت تر است».

برخی گمان کرده اند که معنای این حدیث این است که گناه غیبت از زنا بیشتر است در حالی که چنین چیزی اصلاً مورد قبول متدینین نمی باشد.(ارتکاز متشرعه آن راقبول ندارد)

مرحوم استاد آیت الله تبریزی در حاشیۀ مکاسب (ج1/ص8-2) این روایت را چنین تفسیر فرموده اند که: معنای حدیث این است که غیبت از جهت آمرزش از زنا سخت تر است زیرا زنا تنها حق خداست که با توبه بخشیده می شود اما غیبت علاوه بر حق خدا بودن حق الناس هم هست و آمرزش از چیزی که فقط حق الله است از چیزی که هم حق الله و هم حق الناس است ساده تر است.(خلاصۀ بیان ایشان با توضیح ما)

حدیث هفته 41

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله:

« حَبِّبوالله إلی عبادِه یُحِبّکُم الله »

« خدا را در پیش بندگانش محبوب سازید تا خداوند شما را دوست دارد »

__________________________________

نهج الفصاحه / ص 283 ش 1344

داستان هفته (34)

 

هم توکل هم معالجه

موسی بن عمران ع مریض شد. بنی اسرائیل به عیادتش آمدند مرض او را تشخیص داده گفتند اگر بوسیله فلان گیاه خود را معالجه کنی بهبودی خواهی یافت. گفت: دارو استعمال نخواهم کرد تا خداوند بدون دوا مرا شفا عنایت کند.

مدتی مریض بود به او وحی شد که به عزت و جلالم سوگند شفایت نمی دهم مگر بوسیله همان داروئی که بنی اسرائیل گفتند. آنها را خواست و گفت همان دارو را بیاورید تا مورد عمل بگذارم طولی نکشید بهبودی یافت؛ موسی از اینکه ابتدا چنین گفته بود در دل بیمناک بود. خطاب رسید:

موسی خیال داری با توکل خود حکمت و اسرار خلقت مرا از بین ببری بجز من چه کسی در ریشه گیاهان این فوائد با ارزش را قرار داده. 1

_______________________________________

1) داستانها و پندها / جلد 4 / شماره 69

والحمدالله

محمدرضا کریمی

بیا که قصر امل سخت سُست بنیاد است

 

بیا که قصر امل سخت سُست بنیاد است            بیار باده که بنیاد عمــــر بر باد اســــت

غلام همّت آنم که زیر چرخ کبـود                   ز هرچه رنگ تعلق پـــذیرد آزاد اســــت

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب     سروش عالم غیبم چه مژده ها دادســـت

که ای بلند نظر شاهباز سدره نشین                نشیمن تو نه این کنج محنت آباد اســت

ترا ز کنگرۀ عرش میزنند صفیر                   ندانمت که درین دامگه چه افتــــادســـت

نصییحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر              که این حدیث ز پیر طریقــتم یـــــادســت

غم جهان مخور و پند من مبر از یاد               که این لطیفۀ عشقم ز ره روی یاد اسـت

رضا به داده بده وز جبین گره بگشای             که بر من و تـو در اخـــتیار نگشادســت

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد             که این عجـوز عروس هــزار دامادســت

نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل                بنال بلبل بـی دل که جـــای فــریادســــت

                         حسد چه می بری ای سست نظم بر حافظ

                         قبول خاطر و لطف سخـــن خــدا دادســت

« حافظ »

نکاتی معنوی از امام خمینی (رضوان الله علیه) در باب عبادات (1) - به مناسبت ارتحال ایشان

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نکاتی معنوی از امام خمینی (رضوان الله علیه) در باب عبادات (1)

«سید محمد مهدی رفیعی»

 

1- یکی از آداب قلبیه در عبادات و وظائف باطنیۀ سالک طریق آخرت، توجه به عزّّ ربوبیت و ذلّ عبودیت است و آن یکی از منازل مهمۀ سالک است که قوّت سلوک هر کس به مقدار قوّت این نظر است بلکه کمال و نقص انسانیت تابع کمال و نقص این امر است و هرچه نظر أنیت و أنانیت و خودبینی و خودخواهی در انسان غالب باشد از کمال انسانیت دور و از مقام قرب ربوبیت مهجور است و حجاب خودبینی و خودپرستی از جمیع حجب ضخیم تر و ظلمانی تر است و خرق این حجاب از تمام حجب مشکل تر (است) و خرق همۀ حجب را مقدمه است بلکه مفتاح مفاتیح غیب و شهادت و باب الابواب عروج به کمال روحانیت خرق این حجاب است ... پس سالک الی الله را ضرور است که به مقام ذلّ خود پی برد و نصب العین او ذلت عبودیت و عزّت ربوبیت باشد.

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»

ادامه نوشته

فرقه ی خَطـّابیه از فِرَق غالی ( غلو کننده ) شیعه (1))

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

فرقه ی خَطـّابیه از فِرَق غالی ( غلو کننده ) شیعه (1)

«یاسر اسماعیلی»

 

مقدمه :

 

دراصطلاح علم فرقه شناسی غلات، جماعتی هستند که به خدایی ائمۀ شیعه و یا حلول روح خدایی درآنان اعتقاد داشته اند.

ولی با بررسی علمی متوجه می شویم که چنین تفکرشرک آلودی دراهل سنت وسایرادیان هم وجود داشته است هرچند دربین فرق شیعی به جهت مقامات وکرامات ائمۀ اهل بیت (علیهم السلام) طبعاً زمینه وجود چنین عقایدی بیشتربوده است. دراین بین برخی افراد سیّاس و زیرک و دنیا طلب هم ازاین جّو روانی و علوّ شأ ن ائمه، سوء استفاده کرده و به تحریف عقاید اصیل شیعی پرداختند.

جهل مردم وعدم معرفت حقیقی به امام معصوم نیز باعث می شود که عدهّ ای فریب این جماعت را بخورند وبر سیاهۀ لشکر آنان بیفزایند .

درمجموع ایجاد فرقی غالی مثل کیسانیه، خطابیّه وفرق پیرامون آن و دیگرفرق غالی باعث تخریب چهره اصلی ائمه شیعه وازبین رفتن وجهۀ اصحاب ائمه وهدر رفتن نیروهای شیعه گشت واین جدای تلاش آنان برای تخریب عقاید مردم از راه اباحی گری وباطنی گری وعقاید سخیفی چون تشبیه ،تفویض ،تناسخ ،حلول والوهیت ائمه یا افراد دیگر می باشد .

حدیث سازی ودستبرد آنان به منابع اصیل شیعی باعث ضرر هنگفتی برای جریان شیعی اصیل وحق بود .

ازاین جهت شناخت فرق مهم غالی تأ ثیرات آنان و عقاید آنان بسیارمهم می باشد . فرقه خطابیّه نیز از فرق مهم غالی است که تأثیرات زیادی بر شیعیان گذاشته وخود عامل ایجاد فرقه ای دیگر از تفکرات غالی دربین شیعه و جدایی آنان ازعموم شیعیان گشت .

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»

 

ادامه نوشته

نکات فقهی: 66

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نکتۀ فقهی (66): «دربارۀ هبه (بخشش)»

«سید محمد مهدی رفیعی»

 

هبه در اصطلاح، عبارت است از تملیک مجانی مال، خواه هدف از آن کمک به شخص یا تشویق او یا جلب محبت او و یا قصد قربت باشد ؛ البته این معنای عام هبه است که شامل صدقه، هدیه و جایزه می شود.

معنای خاص هبه که آن را از دیگر مفاهیم مشابه جدا می سازد این است :«تملیک مجانی و منجز عین بدون قصد قربت یا عنوان دیگری مانند اکرام در آن»

صدقه هبه ای است که در آن قصد قربت شرط است.

«روی ادامه مطلب کلیک کنید»

ادامه نوشته

حدیث هفته 40

عن الامام الصادق علیه السلام:

المومن لایمضی علیه اربعون لیله الا عرض له امر یحزنه یذکربه.

امام صادق علیه السلام:

درهرچهل روزبرای مومن اتفاقی می افتدکه اوراناراحت می کندوسبب تذکراومی گردد.

اصول کافی۲ص۲۵۴.سندحدیث معتبر می باشد

داستان هفته (33)

 

گفتگوی موسی و شیطان

موسی ع در راهی شیطان را دید، در ضمن گفتگویی از او پرسید: «چه گناهی است که اگر انسان آن را انجام دهد، تو بر او آنچنان مسلط می شوی که هر کجا بخواهی او را می کشانی؟»

شیطان گفت: «انسانی که از عمل نیک خود خوشحال باشد و آن را بسیار تصور کند، ولی گناهش را کوچک و ناچیز بشمرد، من بر او مسلط هستم.» /اصول کافی ج 2 ص 313

والسلام - محمدرضا کریمی

__________________________________________

داستانها و پندها / جلد 4 / شماره 86