پژوهشی پیرامون انصار - قسمت دوم
آئین اوس و خزرج قبل از اسلام
اغلب اوس و خزرج قبل از اسلام بت پرست بودند ولی مانند اهل مکّه تعصبی بر بت پرستی نداشتند چون بت پرستی برای آنها نفعی نداشت، بر خلاف اهل مکّه.
انصار هیچ گونه تعصبی نسبت به یهودی شدن فرزندانشان نداشتند و حتی تعدادی از آنها یهودی شده بودند.
انصار و یهودیان
هنگامی که مردمی از اوس و خزرج به یثرب آمدند، هرچند قبایل عرب هم در آنجا زندگی می کردند ،ولی حضور قوم یهود در آنجا بیشتر بود.به طور کلی قبایل یهود حجاز ،بدوی و صحرانشین نبودند ،بلکه شهرنشین بوندند و نخستین کسانی می باشند که در حجاز قلعه و برج ساختند.و همیشه میانشان صلح و دوستی برقرار نبود و گاهی هم درگیری واقع می شد؛ چنانکه میان بنی قریظه و بنی نضیر از یک طرف و بنی قینقاع درگیری شد و بنی قینقاع خسارت زیادی دید.
اوس و خزرج پس از ورود به یثرب، با یهودیان پیمان بسته و هم پیمان یهود به شمار آمدند امّا یهودیان پیمان شکنی کردند و از هیچ ستمی نسبت به آنها ابا نکردند.در نهایت انصار نتوانستند این خفت و خواری را تحمل کنند و علیه یهودیان شوریدند و با یاری غسّانیان آنها را شکست سختی دادند. پس از آن قبایل کوچک یهودی مجبور به بستن پیمان با اوس و خزرج شدند.
به دلیل اینکه یهودیان اهل کتاب بودند،حضرت رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) در عهدنامه مدینه برای آنها ارزش قائل شدند ولی عالمان یهود موضع درستی در مقابل ایشان اتخاذ نکردند.و سعی در جدل و سئوال پیچ کردن حضرت رسول می کردند و می خواستند مسلمانان را در شک بیاندازند.آنها به مجادله نیز اکتفا نکردند و شایعات و افتراعاتی علیه رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) مطرح ساختند.
وقتی که پیامبر به مدینه هجرت نمودند، انصار به خاطر درگیری های متمادی ضعیف گشته بودند ولی یهودیان قدرت پیدا کرده و نبض اقتصادی شهر را در دست داشتند.پس از آنکه یهود در مبارزه فکری شکست خوردند، به فشار اقتصادی بر مسلمانان پرداختند ، حتی طلب ها و امانت های انصار را که در جاهلیت به آنها پرداخته بودند،پس نمی داند.
یهودیان به دشمن تراشی در داخل اکتفا نکردند، بلکه برای اسلام و مسلمانان دشمن تراشی نمودند.به یهودیان عراق و یمن و ... نامه نوشتند که محمد(صلّی الله علیه و آله) پیامبر نیست.دردین خود ثابت بمانید.و به مشرکان مکه گفتند:دین شما از دین محمد(صلّی الله علیه و آله) بهتر است.
کینه توزی آنان تا آنجا پیش رفت که می خواستند حضرت رسول را ترور کنند و در جنگ خندق ، قبایل و احزاب عرب را علیه اسلام برانگیختند.
اولین گروه از یهود که پیمان شکنی کردند، بنی قینقاع بودند.انصار در محاصره و کوچاندن آنها نقش اصلی را داشتند.در غزوه بنی نظیر هم انصار بودند که ضربه نهایی را بر پیکر یهود وارد ساختند.و «سعد بن معاذ» که در جاهلیت هم پیمان بنی نظیر بود، به کشته شدن مردان آنها و اسیر شدن زنان و بچه هایشان حکم کرد.
جنگ های اوس و خزرج
1- جنگ های اوس و خزرج با یهودیان که قبلا به آن اشاره کردیم.
2- جنگ اوس و خزرج با «تبع » پادشاه یمن.تبع در یکی از لشکرکشی ها از مردم مدینه خواست تا تابع او شوند و خراج بپردازند. ولی آنها قبول نکردند و «تبع» در جنگ با انصار نتوانست کاری از پیش ببرد.
3- جنگ های طولانی اوس و خزرج با یکدیگر.یکی از عوامل درگیری انصار با یکدیگر ، رقابت میان آنها بود و گاهی هم به واسطه یک زن یا یک دعوای کوچک ،بین آنها جنگی رخ می داد.یکی دیگر از علت های مهم بروز درگیری بین اوس و خزرج،آتش افروزی های یهودیان می باشد.
از دیر باز بین اوس و خزرج بر سر حکومت مدینه اختلاف وجود داشت ولی در برابر یهودی ها وحدت کلمه داشند.بنابراین اوس و خزرج بودند که در مدینه نفوذ سخن داشتند.
2- نقش انصار در پیشرفت اسلام
مشرکان مکه نه تنها به اسلام نمی گرویدند، بلکه انواع آزار و اذیت ها را نسبت به شخص رسول خدا بروز می دادند.مردم دیگر قبایل هم از پذیرفتن دعوت آن حضرت ابا می کردند و می گفتند :«کسی که قوم خود را به فساد و اختلاف کشانده ،چگونه می تواند به صلاح ما عمل کند».اما اسلام در مدینه و میان انصار با سرعت گسترش یافت.
می توان عوامل ذیل را در پذیرش سریع اسلام توسط انصار ،موثر دانست :
1- شنیدن پیشگویی ظهور پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) در مکه از یهودیان .
2- درگیری میان اوس و خزرج که سابقه ای طولانی داشت.
3- آسانی و سادگی آئین اسلام که موافق فطرت سالم و بدون هیچ گونه پیچیدگی است.
4- فرق میان مکه و مدینه از این لحاظ که بت پرستی از نطر اقتصادی و اجتماعی ، نفعی برای مردم مدینه نداشت و نتوانسته بود مشکلات داخلی آنان را حل کند.بر خلاف مردم مکه که نهایت استفاده را از بت پرستی می کردند و موقعیت اجتماعیشان بر محور بت پرستی بود.
5- اقتضای طبیعت مردم مدینه .زیرا مردم مدینه نسبت به مردم مکه از طبیعت نرم و ملایم تری برخوردار بودند.اصولا اعراب قحطانی به علت آنکه صاحب تمدن بودند ، از عدنانیان با فرهنگ تر و منطقی تر به شمار می آمدند.
اسلام در چندین مرحله وارد مدینه شده است .ابتدا «اسعد بن زراره»و «ذکوان بن عبدالقیس» وقتی که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) با بنی هاشم در شعب ابی طالب در محاصره بودند و در موسم حج از شعب ابی طالب بیرون آمده بودند ،مسلمان شدند و بعد در سال یازدهم بعثت در موسم حج ،شش یا هشت نفر از خزرج دعوت حضرت رسول را پذیرفتند و مسلمان شدند . وقتی این عده به مدینه بازگشتند ، خبر اسلام آوردنشان را با مردم در میان گذاشتند و آنان را به اسلام دعوت کردند.در سال بعد دوازده نفر از مردم مدینه برای حج به مکه آمدند و در «عقبه» با پیامبر اعظم بیعت کردند.بیعت آنها به «بیعت نساء»(بیعت زنان) مشهور شد.بعد از مراجعت این دوازده نفر به مدینه ، باز تعداد مسلملنان افزایش یافت.مسلمانان مدینه شخصی را به عنوان مبلغ از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) در خواست کردند و ایشان هم «مصعب بن عمیر» را بدین منظور به مدینه فرستادند.
در اثر تبلیغات «مصعب» و همچنین سایر مسلمانان،پیش از بیعت عقبه دوم تقریبا اسلام در مدینه عمومی شد و مسلمانان موجودیتی یافتند که توانستند پیامبر را به مدینه دعوت کنند.
« مصعب بن عمیر» پیش از موسم حج به مکه بازگشت و مسلمانان مدینه تصمیم گرفتند که رسما از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) دعوت کننند که به شهرشان بیاید.آنها در موسم حج به مکه آمدند و در لیالی تشریق در عقبه قرار گذاشتند که با رسول خدا بیعت کنند.تعداد آنها هفتاد و سه مرد و دو زن بود.حضرت به آنها فرمود : «با شمابیعت می کنم بر اینکه مانند زن و فرزند خود از من دفاع کنید».در این هنگام انصار یک یک آمدند و با ایشان بیعت کردند. بعد از بیعت رسول خدا برای آنکه ضمانتی برای وفای به عهد داشته باشدو عده ای را به عنوان طرف حساب خود بشناسد و نیز رابط میان او و مردم باشند ، فرمود :«دوازده نقیب از میان خویش انتخاب کنید تا به اموذات قوم خود برسند».
در سایه تدابیری که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) اتخاذ کردند ، بیعت عقبه مخفیانه و به دور از چشم مشرکان انجام شد. و مشرکان پس از حرکت انصار به جریان بیعت آگاه شدند.
پس از هجرت رسول خدا به مدینه، اسلام آوردن مردم به تدریج ادامه یافت تا آنجا که بعد از جنگ خندق اسلام انصار کامل شد و در میان آنها غیر مسلمانی نماند.یکی از علل مهمی که باعث شد مردم مدینه یکپارچه مسلمان شوند ، قدرتمندی مسلمانان انصار بود که با جانفشانی خود اسلام را قوّت بخشیدند.
اهتمام انصار به فقه و حدیث
انصار مردمانی علم دوست و علاقه مند به تعلیم و تعلم احکام دین بودند.چنانچه در ابتدا شخصی را به عنوان معلم دین از رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) درخواست کردند و پس از هجرت نیز علاوه بر کسب فیض از محضر رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) ، از ائمه جماعتی که آن حضرت برای مساجد دیگر تعیین فرموده بودند،استفاده می بردند.به دلیل این علاقه انصار به یادگیری احکام اسلام و حفظ و یادگیری قرآن ، پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) تازه مسلمانان را به آنان می سپرد تا تعلیم دهند و نیز آنان را برای تبلیغ اسلام به قبایل اطراف می فرستاد.
بعد از رحلت رسول خدا نیز انصار به فقه و حدیث پرداختند و برای حفظ احادیث از هیچ کوششی دریغ نمی کردند.در مقابل اینها قریش بیشتر به سیاست مشغول شده و از مسائل دینی بازمانده بود.
ادامه دارد ...