پژوهشی پیرامون انصار - قسمت دوم

 

آئین اوس و خزرج قبل از اسلام

اغلب اوس و خزرج قبل از اسلام بت پرست بودند ولی مانند اهل مکّه تعصبی بر بت پرستی نداشتند چون بت پرستی برای آنها نفعی نداشت، بر خلاف اهل مکّه.

انصار هیچ گونه تعصبی نسبت به یهودی شدن فرزندانشان نداشتند و حتی تعدادی  از آنها یهودی شده بودند.

 

انصار و یهودیان

هنگامی که مردمی از اوس و خزرج به یثرب آمدند، هرچند قبایل عرب هم در آنجا زندگی می کردند ،ولی حضور قوم یهود در آنجا بیشتر بود.به طور کلی قبایل یهود حجاز ،بدوی و صحرانشین نبودند ،بلکه شهرنشین بوندند و نخستین کسانی می باشند که در حجاز قلعه و برج ساختند.و همیشه میانشان صلح و دوستی برقرار نبود و گاهی هم درگیری واقع می شد؛ چنانکه میان بنی قریظه و بنی نضیر از یک طرف و بنی قینقاع درگیری شد و بنی قینقاع خسارت زیادی دید.

اوس و خزرج پس از ورود به یثرب، با یهودیان پیمان بسته و هم پیمان یهود به شمار آمدند امّا  یهودیان پیمان شکنی کردند و از هیچ ستمی نسبت به آنها ابا نکردند.در نهایت انصار نتوانستند این خفت و خواری را تحمل کنند و علیه یهودیان شوریدند و با یاری غسّانیان آنها را شکست سختی دادند. پس از آن قبایل کوچک یهودی مجبور به بستن پیمان با اوس و خزرج شدند.

به دلیل اینکه یهودیان اهل کتاب بودند،حضرت رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله) در عهدنامه مدینه برای آنها ارزش قائل شدند ولی عالمان یهود موضع درستی در مقابل ایشان اتخاذ نکردند.و سعی در جدل و سئوال پیچ کردن حضرت رسول می کردند و می خواستند مسلمانان را در شک بیاندازند.آنها به مجادله نیز اکتفا نکردند و شایعات و افتراعاتی علیه رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله)  مطرح ساختند.

وقتی که پیامبر به مدینه هجرت نمودند، انصار به خاطر درگیری های متمادی ضعیف گشته بودند ولی یهودیان قدرت پیدا کرده و نبض اقتصادی شهر را در دست داشتند.پس از آنکه یهود در مبارزه فکری شکست خوردند، به فشار اقتصادی بر مسلمانان پرداختند ، حتی طلب ها و امانت های انصار را که در جاهلیت به آنها پرداخته بودند،پس نمی داند.

یهودیان به دشمن تراشی در داخل اکتفا نکردند، بلکه برای اسلام و مسلمانان دشمن تراشی نمودند.به یهودیان  عراق و یمن و ... نامه نوشتند که محمد(صلّی الله علیه و آله) پیامبر نیست.دردین خود ثابت بمانید.و به مشرکان مکه گفتند:دین شما از دین محمد(صلّی الله علیه و آله)  بهتر است.

کینه توزی آنان تا آنجا پیش رفت که می خواستند حضرت رسول را ترور کنند و در جنگ خندق ، قبایل و احزاب عرب را علیه اسلام برانگیختند.

اولین گروه از یهود که پیمان شکنی کردند، بنی قینقاع بودند.انصار در محاصره و کوچاندن آنها نقش اصلی را داشتند.در غزوه بنی نظیر هم انصار بودند که ضربه نهایی را بر پیکر یهود وارد ساختند.و «سعد بن معاذ» که در جاهلیت هم پیمان بنی نظیر بود، به کشته شدن مردان آنها و اسیر شدن زنان و بچه هایشان حکم کرد.

 

جنگ های اوس و خزرج

1- جنگ های اوس و خزرج با یهودیان که قبلا به آن اشاره کردیم.

2- جنگ اوس و خزرج با «تبع » پادشاه یمن.تبع در یکی از لشکرکشی ها از مردم مدینه خواست تا تابع او شوند و خراج بپردازند. ولی آنها قبول نکردند و «تبع» در جنگ با انصار نتوانست کاری از پیش ببرد.

3- جنگ های طولانی اوس و خزرج با یکدیگر.یکی از عوامل درگیری انصار با یکدیگر ، رقابت میان آنها بود و گاهی هم به واسطه یک زن یا یک دعوای کوچک ،بین آنها جنگی رخ می داد.یکی دیگر از علت های مهم بروز درگیری بین اوس و خزرج،آتش افروزی های یهودیان می باشد.

از دیر باز بین اوس و خزرج بر سر حکومت مدینه اختلاف وجود داشت ولی در برابر یهودی ها وحدت کلمه داشند.بنابراین اوس و خزرج بودند که در مدینه نفوذ سخن داشتند.

 

2- نقش انصار در پیشرفت اسلام

مشرکان مکه نه تنها به اسلام نمی گرویدند، بلکه انواع آزار و اذیت ها را نسبت به شخص رسول خدا بروز می دادند.مردم دیگر قبایل هم از پذیرفتن دعوت آن حضرت ابا می کردند و می گفتند :«کسی که قوم خود را به فساد و اختلاف کشانده ،چگونه می تواند به صلاح ما عمل کند».اما اسلام در مدینه و میان انصار با سرعت گسترش یافت.

می توان عوامل ذیل را در پذیرش سریع اسلام توسط انصار ،موثر دانست :

1-    شنیدن پیشگویی ظهور پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)  در مکه از یهودیان  .

2-    درگیری میان اوس و خزرج که سابقه ای طولانی داشت.

3-    آسانی و سادگی آئین اسلام که موافق فطرت سالم و بدون هیچ گونه پیچیدگی است.

4-    فرق میان مکه و مدینه از این لحاظ که بت پرستی از نطر اقتصادی و اجتماعی ، نفعی برای مردم مدینه نداشت و نتوانسته بود مشکلات داخلی آنان را حل کند.بر خلاف مردم مکه که نهایت استفاده را از بت پرستی می کردند و موقعیت اجتماعیشان بر محور بت پرستی بود.

5-    اقتضای طبیعت مردم مدینه .زیرا مردم مدینه نسبت به مردم مکه از طبیعت نرم و ملایم تری برخوردار بودند.اصولا اعراب قحطانی به علت آنکه صاحب تمدن بودند ، از عدنانیان با فرهنگ تر و منطقی تر به شمار می آمدند.

اسلام در چندین مرحله وارد مدینه شده است .ابتدا «اسعد بن زراره»و «ذکوان بن عبدالقیس» وقتی که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)  با بنی هاشم در شعب ابی طالب در محاصره بودند و در موسم حج از شعب ابی طالب بیرون آمده بودند ،مسلمان شدند و بعد در سال یازدهم بعثت در موسم حج ،شش یا هشت نفر از خزرج دعوت حضرت رسول را پذیرفتند و مسلمان شدند . وقتی این عده به مدینه بازگشتند ، خبر اسلام آوردنشان را با مردم در میان گذاشتند و آنان را به اسلام دعوت کردند.در سال بعد دوازده نفر از مردم مدینه برای حج به مکه آمدند و در «عقبه» با پیامبر اعظم بیعت کردند.بیعت آنها به «بیعت نساء»(بیعت زنان) مشهور شد.بعد از مراجعت این دوازده نفر به مدینه ، باز تعداد مسلملنان افزایش یافت.مسلمانان مدینه شخصی را به عنوان مبلغ از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)  در خواست کردند و ایشان هم «مصعب بن عمیر» را بدین منظور به مدینه فرستادند.

در اثر تبلیغات «مصعب» و همچنین سایر مسلمانان،پیش از بیعت عقبه دوم تقریبا اسلام در مدینه عمومی شد و مسلمانان موجودیتی یافتند که توانستند پیامبر را به مدینه دعوت کنند.

« مصعب بن عمیر» پیش از موسم حج به مکه بازگشت و مسلمانان مدینه تصمیم گرفتند که رسما از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)  دعوت کننند که به شهرشان بیاید.آنها در موسم حج به مکه آمدند و در لیالی تشریق در عقبه قرار گذاشتند که با رسول خدا بیعت کنند.تعداد آنها هفتاد و سه مرد و دو زن بود.حضرت به آنها فرمود : «با شمابیعت می کنم بر اینکه مانند زن و فرزند خود از من دفاع کنید».در این هنگام انصار یک یک آمدند و با ایشان بیعت کردند. بعد از بیعت رسول خدا برای آنکه ضمانتی برای وفای به عهد داشته باشدو عده ای را به عنوان طرف حساب خود بشناسد و نیز رابط میان او و مردم باشند ، فرمود :«دوازده نقیب از میان خویش انتخاب کنید تا به اموذات قوم خود برسند».

در سایه تدابیری که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)  اتخاذ کردند ، بیعت عقبه مخفیانه و به دور از چشم مشرکان انجام شد. و مشرکان پس از حرکت انصار به جریان بیعت آگاه شدند.

پس از هجرت رسول خدا به مدینه، اسلام آوردن مردم به تدریج ادامه یافت تا آنجا که بعد از جنگ خندق اسلام انصار کامل شد و در میان آنها غیر مسلمانی نماند.یکی از علل مهمی که باعث شد مردم مدینه یکپارچه مسلمان شوند ، قدرتمندی مسلمانان انصار بود که با جانفشانی خود اسلام را قوّت بخشیدند.

اهتمام انصار به فقه و حدیث

انصار مردمانی علم دوست و علاقه مند به تعلیم و تعلم احکام دین بودند.چنانچه در ابتدا شخصی را به عنوان معلم دین از رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله)  درخواست کردند و پس از هجرت نیز علاوه بر کسب فیض از محضر رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله)   ، از ائمه جماعتی که آن حضرت برای مساجد دیگر تعیین فرموده بودند،استفاده می بردند.به دلیل این علاقه انصار به یادگیری احکام اسلام و حفظ و یادگیری قرآن ، پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)  تازه مسلمانان را به آنان می سپرد تا تعلیم دهند و نیز آنان را برای تبلیغ اسلام به قبایل اطراف می فرستاد.

بعد از رحلت رسول خدا نیز انصار به فقه و حدیث پرداختند و برای حفظ احادیث از هیچ کوششی دریغ نمی کردند.در مقابل اینها قریش بیشتر به سیاست مشغول شده و از مسائل دینی بازمانده بود.

ادامه دارد ...

حدیث هفته 60

 

پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) فرمودند:

« ان احب الناس الی الله عزوجل یوم القیامة اطوعهم له »

« روز قیامت محبوب ترین آدمیان نزد خداوند، فرمانبر ترین آنها از اوست. »

داستان هفته 53

 

مردی خدمت امام حسین علیه السلام رسید و عرض کرد که شخص گنهکاری هستم و نمی توانم خود را از معصیت نگه دارم؛ مرا نصیحت کنید. امام فرمودند:

پنج کار را انجام بده، بعد هر گناهی که خواهی بکن.

اول: روزی خدا را نخور؛ هر گناهی که خواستی بکن!

دوم: از ولایت خدا خارج شو؛ هر گناهی که می خواهی بکن!

سوم: جایی را پیدا کن که خدا تو را نبیند؛ سپس هر گناهی که می خواهی بکن!

چهارم: وقتی ملک الموت برای قبض روح تو آمد، اگر توانستی او را از خودت دور کن و بعد هر گناهی که می خواهی بکن!

پنجم: وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد، اگر امکان داشت داخل نشو؛ آن گاه هر گناهی که می خواهی بکن!

داستانهای بحار الانوار، ج1، ص77

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی

پژوهشی پیرامون انصار - قسمت اول

 

در فرهنگ قرآن ، «انصار» به عرب های مسلمانی اطلاق می شود که اهل مدینه بوده و زمینه ساز هجرت پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله)  به آن شهر و یاری دهنده ایشان بودند.این تعبیر ناظر به بعد دینی آنان می باشد و ارتباطی به اصل و نسب آنان ندارد.

1- انصار پیش از اسلام

انصار از لحاظ نسبی عبارت از دو قبیله «اوس» و «خزرج» بودند که طبق گفته تاریخ نگاران ، ریشه آنها از قبیله «ازد» یمن بوده که به مدینه هجرت کرده اند.مورّخان می گویند اوس و خزرج دو برادر و از فرزندان «حارثه بن عمر بن عامر» بوده اند. یمن سرزمین اصلی اوس و خزرج ، در جنوب شبه جزیره عربستان واقع شده است .این منطقه به خاطر وفور آب و باران و خاک مساعد و مرغوب ، برای کشاورزی بسیار مناسب است.و چنین موقعیت طبیعی باعث شده که شهر نشینی و تمدن ، از دیرباز در آنجا رواج داشته باشد.

اکثر منابع خرابی «سد مأرب» را علت مهاجرت جنوبی ها معرفی می کنند و یا به شکلی به آن ربط می دهند ولی می توان خرابی سد را نشانه آشفتگی و عدم ثبات که در اثر اختلافات حاکمان،منتقل شدن راههای تجاری از جنوب به شمال و جنگ های خارجی به وجود آمده بود ،دانست.بدین ترتیب تمدن یمن رو به افول نهاد و مردم به تدریج ، از آن سامان مهاجرت کردند. 

می توان گفت احتمال دارد مهاجرت اوس و خزرج به یثرب ، در اواخر قرن چهارم میلادی روی داده باشد.

 

وضع اقتصادی مردم یثرب

1- کشاورزی.اقتصاد یثرب اقتصاد زراعی و کشاورزی بود هر چند خرده فروشان به داد و ستد و صنعتگران به صنعتگری می پرداختند ، برخلاف مکه که اقتصاد آن بر پایه تجارت بنا شده بود.این به جهت موقعیت جغرافیایی این شهر بود که در منطقه ای سرسبز و دارای آب مناسب برای کشاورزی می باشد.باران در مدینه زیاد می بارید و در وادیها روان می گشت و به این جهت چاههای زیادی برای آبیاری و شرب حفر نموده و از آب آنها استفاده می کردند.

اگر چه عمده کار انصار کشاورزی بود ولی محصولاتشان آنان را کفایت نمی کرد و مجبور به وارد کردن مایحتاج خود از شام بودند.بهترین زمین های یثرب در دست ساکنان «عوالی» از یهود و انصار بود .به این جهت ثروتمندان – به خصوص یهودیان- از این وضع سوء استفاده می کردند و به ضعیفان قرض داده و در مقابل آنها را مجبور می کردند محصولات خود را قبل از به ثمر رسیدن به آنها بفروشند و در نتیجه فاصله فقیر و غنی بیش از پیش افزایش می یافت و فقیران گاهی مجبور به فروش زمین خود می شدند و این مسائل باعث کینه و درگیری در بین مردم و ضعیف تر شدن اقتصاد مدینه می شد.به طور عموم می توان گفت :درآمد انصار به سختی کفایت مخارج آنها را می کرد و بیشتر اوقات از یهودیان قرض می گرفتند.به این خاطر وقتی که مهاجران مسلمان به مدینه آمدند و در خانه های انصار ساکن شدند،انصار سخت در فشار افتادند در حالی که تعداد مهاجران از صد خانوار تجاوز نمی کرد.

مشکل فوق بر اثر اختلافاتی بود که سال های طولانی بین اوسو خزرج جریان داشته و امنیت آنها را سلب کرده و آنها را از پرداختن به زراعت بجز در اطراف خانه های خود بازداشته بود ولی بر عکس یهودیان از موقعیت استفاده کرده و مزارع خوبی به وجود آورده و ثروت خود را افزایش دادند.

2- تجارت.بعضی از مردم یثرب با شام و یمن تجارت داشتند .عمده تجارت خارجی مدینه توسط کاروان های تجاری بود که از شام می آمدند.این کاروان ها اخبار هم رد و بدل  می کردندو چون رفت و آمد این کاروان ها زیاد بود ، هر روز اخبار شام به مدینه و اخبار مدینه به شام می رسید.پیش از جنگ تبوک کاروانی از شام به مدینه امد و خبر آورد که سپاه رومیان در «حمص» مانده و اماده حمله است.

بعد از هجرت مسلمانان مکه به مدینه ، چون کار مردم مکه تجارت بود و  از آن آگاهی داشتند ،در مدینه به تجارت پرداختند و با تجمع غنائم در مدینه مردم ثروتمند شده و توانستند به تجارت بپردازند.

البته عمده تجارت –چه تجارت داخلی و چه خارجی - مدینه در دست یهودیان بود.

3- صنعت.زندگی یکجا نشینی وجود صنایعی را اقتضا می کند.چون اهل مدینه نمی تواتسند همه لوازم موزد نیاز خود را از خارج وارد کنند ، مجبور به داشتن صنعتگرانی بودند ، هر چند بیشتر صنایع مدینه در دست یهودیان بود چون آنها صنعتگران عرب را تحقیر می کردند.

4- دامداری .مدینه منطقه دامداری نبودو زمین های مرغوب آن برای کشاورزی استفاده می شد و اطراف آن به قبایل صحراگرد و بدوی اختصاص داشت.با این وجود تعدادی دام داشتند.انصار نسبت به اهل مکه کمتر شتر نگهداری می کردند چون اهالی مکه بخاطر تجارت به شتر زیادی نیاز داشتند.انصار در ابتدا تعداد کمی اسب داشتند به گونه ای که در جنگ بدر حتّی یک اسب هم نداشتند ولی بخاطر غزوات نیاز به اسب پیدا کردند و اقدام به خریداری آن کردند به گونه ای که در فتح مکه پانصد اسب داشتند.

« ادامه دارد »

حدیث هفته 59

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

« لا یصیر العبد عبداً خالصا لله عزوجل، حتی یصیر المدح و الذم عنده سواءٌ. »

« آدمی بنده خالص خدا نمی شود تا آنکه ستایش و نکوهش نزد او یکسان گردند. »

بحارالانوار، ج 73، ص 294

داستان هفته 52

 

مومن طاق از راویان نامدار شیعه است که افتخار شاگردی امام صادق و امام باقر علیهما السلام را داشته است و بارها از طرف امام صادق ع مامور مناظره با مخالفان شده بود. روزی وی با مادی گرای معروف زمان خود یعنی ابن ابی العُوجاء به مناظره پیرامون اصل خلقت و توحید پرداخت. ابن ابی العوجاء که منکر وجود خدا بود پس از بحث های مختلف از مومن طاق سوال کرد: آیا مردی که به دست خود موفق به ساخت چیزی بشود، چنین سازنده ای خالق آن نیست؟

مومن طاق جواب داد: بلی او خالق آن شی است.

ابن ابی العوجاء گفت: دو ماه دیگر نزد من بیا تا مطلبی را برایت روشن کنم.

مومن طاق می گوید: پذیرفتم و بعد از این ماجرا، خدمت امام صادق ع رسیدم و جریان ملاقات خود را با ابن ابی العوجاء بیان کردم.

حضرت فرمودند: او نقشه ای دارد. وی دو گوسفند را کشته و آنها را به حال خود گذاشته که گندیده شوند و تولید کرم کنند پس از آن تو را حاضر کرده و مخاطب قرار خواهد داد که این کرم ها مخلوق من اند. بنابراین خلق و آفرینش مخصوص خدا نیست. تو در این لحظه به او بگو: اگر براستی تو خالق آنهایی نر و ماده اش را جدا کن و در اختیار من بگذار.

مومن طاق می گوید: پیش بینی امام تحقق یافت و من طبق سفارش آن حضرت از ابن ابی العوجاء خواستم که نر و ماده آنها را جدا کند. اما او مبهوت به من نگریست و پس از لختی گفت: این فکر از آن تو نیست، سخنی است که شتران از حجاز به کوفه آورده اند.

مومن طاق، ص 47 و 48

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی

قاعده امکان - قسمت دوم

 

... دسته دوم: روایاتی است که دلالت بر حیض بودن خونی که قبل از عادت دیده شود می نماید مانند روایتی که مرحوم کلینی به سند معتبر از سماعه نقل می کند « سالته عن المراة تری الدم قبل وقت حیضها فقال اذا رات الدم قبل وقت حیضها فلتدع الصلوة فانه ربما تعجل بها الوقت »

این روایت را مرحوم شیخ طوسی هم نقل فرموده است. 8

به نظر می رسد که از این دسته از روایات نیز نمی توان قاعده امکان را استفاده کرد چرا که این اخبار در مقام بیان این مطلب هستند که زمان شروع حیض وقت دقیقی ندارد و حتی زنانی که دارای عادت نیز می باشند احیانا (ربما) دچار حیض زودتر از موعد می گردند.

به بیان دیگر: این احادیث نمی گوید « به طور کلی هرگاه احتمال حیض بودن خون باشد آن خون حیض است » بلکه با مطرح کردن عنوان « تعجیل وقت »- که در برخی روایات دیگر به یکی دو روز تطبیق شده است - مساله دیگری را مورد توجه قرار می دهد.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

ادامه نوشته

حدیث هفته 58

 

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

« طالب العلم، محفوف بعنایة الله »

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:

« جوینده دانش، در کنف عنایت خداوند است »

عوالی اللئالی، ج 1 ص 292

داستان هفته 51

 

حضرت سلیمان علیه السلام گنجشکی را دید که به ماده خود می گوید:

چرا از من اطاعت نمی کنی و خواسته های من را بر نمی آوری؟ اگر بخواهی می توانم تمام قبه و بارگاه سلیمان را با منقارم به دریا بیندازم.

سلیمان ع از گفتار گنجشک خندید و آنها را به نزد خود خواست و پرسید:

چگونه می توانی چنین کار بزرگی انجام دهی؟

گنجشک پاسخ داد:

نمی توانم ای رسول خدا، ولی مرد گاهی که می خواهد در مقابل همسرش به خود ببالد و خویشتن را بزرگ و قدرتمند نشان دهد، از این گونه حرف ها می زند. گذشته از اینها عاشق را در گفتار و رفتارش نباید ملامت کرد.

سلیمان از گنجشک ماده پرسید:

چرا همسرت را اطاعت نمی کنی، حال آنکه او تو را دوست می دارد؟

گنجشک ماده پاسخ داد:

یا رسول الله، او در محبت من راستگو نیست؛ زیرا با دیگری نیز مهر و محبت می ورزد.

سخن گنجشک چنان در سلیمان اثر بخشید که به گریه افتاد و سخت گریست. آن گاه چهل روز از مردم کناره گرفت و پیوسته از خدا می خواست علاقه دیگران را از قلب او خارج کرده، محبت خود را در دل او خالص گرداند.

در دل ندهـــم ره پـــس از ایــن مِـهـــربـتــان را     مُـهــــر لــــب او بـر در ایــن خــــانه نهـــادیم

حافظ

ولحمدلله رب العالمین

محمدرضا کریمی

قاعده امکان - قسمت اول

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از قواعد فقهی که مخصوص به ابواب عبادات است قاعده امکان است.

محقق کرکی در شرح فرمایش علامه در قواعد: « کل دم یمکن ان یکون حیضا فهو حیض »

فرموده است:

« هذا الحکم ذکره الاصحاب کذلک و تکرو فی کلامهم و یظهر منهم انه مما اجمعوا علیه »

در فرمایشات برخی دیگر از فقها هم بر این مطلب ادعای اجماع شده است. 1

مضمون قاعده

به طور خلاصه مضمون این قاعده یک حکم ظاهری است. این قاعده می گوید: خونهای مشکوکی که از بانوان خارج می شود محکوم به حیض است و احکام حیض - تعبدا - بر آن مترتب می شود.

اهمیت این قاعده برای استنباط وظیفه بسیاری از بانوان کاملا روشن است چرا که در موارد متعددی، خون مشکوک می باشد و ما با داشتن چنین قاعده ای از رجوع به اصول عملیه بی نیاز می شویم.

فقهاء عظام بحث مفصلی در مورد واژه امکان در این قاعده کرده اند، که آیا مراد از امکان، امکان عام است یا خاص یا امکان قیاسی و ... 2 اما با توجه به اینکه این واژه در ادله شرعیه وجود ندارد ما از ورود در این بحث صرف نظر می کنیم چرا که آنچه که معتبر است مفاد دلیل ماست که لازم است به آن عمل نمائیم. علاوه بر آنکه تعیین دقیق معنای امکان تابع این است که ما کدام دلیل را قبول نمائیم چنانکه مرحوم امام خمینی به این مطلب اشاره کرده اند. 3

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

ادامه نوشته

حدیث هفته 57

 

امام جواد علیه السلام فرمودند:

« افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج »

برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.

کمال الدین، ص 377

داستان هفته 50

 

امام علی علیه السلام بعد از جنگ با خوارج، در نهروان به مسجد بَراثا رسید. در آنجا با یارانش - که حدود صد هزار نفر بودند -  مشغول نماز شد. جابربن عبدالله انصاری نیز در جمع یاران امام حضور داشت. او می گوید: مردی نصرانی از صومعه خود بیرون آمد و گفت:

سردار و فرمانده این سپاه کیست؟ ما اشاره به حضرت کردیم و گفتیم: ایشان فرمانده و سردار ما هستند.

مرد نصرانی رو به حضرت نموده، سلام کرد و گفت: سرور من، آیا تو پیغمبر خدا هستی؟

حضرت فرمود: نه، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سید و سرور من بود که از دنیا رفته است.

گفت: تو وصی پیغمبری؟

فرمود: آری؛ بنشین، از چه رو این سوال ها را می کنی؟ مرد نصرانی گفت: من این صومعه را در این محل -که براثا است- بنا کرده ام؛ چون در کتاب آسمانی خود خوانده ام که در این محل، جمعیت زیادی با پیغمبر و یا وصی پیغمبر نماز می خوانند و اکنون آمده ام تا مسلمان شوم. سپس اسلام آورد و همراه ما روانه کوفه شد.

در مسجد براثا حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت عیسی بن مریم و مادرش علیهما سلام نماز خوانده اند.

من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ص 232

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی