داستان هفته 51
حضرت سلیمان علیه السلام گنجشکی را دید که به ماده خود می گوید:
چرا از من اطاعت نمی کنی و خواسته های من را بر نمی آوری؟ اگر بخواهی می توانم تمام قبه و بارگاه سلیمان را با منقارم به دریا بیندازم.
سلیمان ع از گفتار گنجشک خندید و آنها را به نزد خود خواست و پرسید:
چگونه می توانی چنین کار بزرگی انجام دهی؟
گنجشک پاسخ داد:
نمی توانم ای رسول خدا، ولی مرد گاهی که می خواهد در مقابل همسرش به خود ببالد و خویشتن را بزرگ و قدرتمند نشان دهد، از این گونه حرف ها می زند. گذشته از اینها عاشق را در گفتار و رفتارش نباید ملامت کرد.
سلیمان از گنجشک ماده پرسید:
چرا همسرت را اطاعت نمی کنی، حال آنکه او تو را دوست می دارد؟
گنجشک ماده پاسخ داد:
یا رسول الله، او در محبت من راستگو نیست؛ زیرا با دیگری نیز مهر و محبت می ورزد.
سخن گنجشک چنان در سلیمان اثر بخشید که به گریه افتاد و سخت گریست. آن گاه چهل روز از مردم کناره گرفت و پیوسته از خدا می خواست علاقه دیگران را از قلب او خارج کرده، محبت خود را در دل او خالص گرداند.
در دل ندهـــم ره پـــس از ایــن مِـهـــربـتــان را مُـهــــر لــــب او بـر در ایــن خــــانه نهـــادیم
حافظ
ولحمدلله رب العالمین
محمدرضا کریمی