حدیث هفته 68

 

امام علی علیه السلام فرمودند:

«خیر من شاورت، ذوو النهی و العلم و اولو التجارب و الحزم».

«بهترین کسان برای مشورت، صاحبان خرد و دانش، و افراد با تجربه و دور اندیش اند».

غرر الحکم، ح 4990

داستان هفته 61

 

حضرت صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که به عزم زیارت خانه خدا آماده شدی، دلت را از هر کاری که آن را مشغول می سازد و حاجب و مانع است، تهی گردان و تمام کارهایت رابه خدا واگذار کن و در تمام حرکات و سکنات به جانب او توکل بنما و تسلیم قضا و حکم و قدر او باش و دنیا و آسایش و مردم آن را وداع گو و حق مردم را به آنها بازده و به توشه و مرکوب و یاران و نیرو و جوانی و ثروت خود مغرور نباش؛ زیرا ممکن است اینها دشمن تو و وبال بر تو باشند ... .

در عرفات، به خطا کاری خود اعتراف کن و عهد وحدانیت او را تجدید بنما و بدو تقرب بجو و از گناهان دوری کن و چون بر کوه صفا و مروه بالا روی، روح خود را به ملا اعلی ارتقا ده و گردن هوی و طمع را در هنگام ذبح جدا کن و در رمی جمرات، شهوات و اخلاق پست را از خود دور ساز و در وقت تحلیق از عیوب ظاهری و باطنی خود را پاک کن و در ورود به حرم امن خدا و حفظ متتابعت از فرامین، او را درخواست کن.

حقایق، ملا محسن فیض کاشانی ص 541

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق             ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم

 

از در درآمدی و من از خود به درشدم     گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست   صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب          مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق             ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار           چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم            از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت   کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان   مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودش به صید من       من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد    اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم

« سعدی »

حدیث هفته 67

 

امام علی علیه السلام فرمودند:

« من لم یصبر علی کده، صبر علی الافلاس »

« هر کس بر رنج کسب و کار صبر نکند، باید رنج بی چیزی را تحمل کند »

غرر الحکم، ح ۸۹۸۷

داستان هفته 60

 

صفوان در محضر امام صادق علیه السلام نشسته بود. ناگهان مردی از اهل مکه وارد مجلس شد و گرفتاریی را که برایش پیش آمده بود، شرح داد. معلوم شد موضوع کرایه ای در کار است و کار به اشکال و بن بست کشیده شده است. امام به صفوان دستور داد: «فورا حرکت کن و برادر ایمانی خودت را در کارش مدد کن». صفوان حرکت کرد و رفت و پس از توفیق در اصلاح کار و حل اشکال مراجعت کرد. امام سوال فرمود: «چطور شد؟»

صفوان عرض کرد: خداوند اصلاح کرد.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «بدان که همین کار به ظاهر کوچک که حاجتی از کسی برآوردی و وقت کمی از تو گرفت، از هفت شوط طواف دور کعبه محبوب تر و فاضل تر است».

داستان راستان، ص 91

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی

حدیث هفته 66

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

« من سره ان یستجاب دعاوه، فلیطیب کسبه »؛

« هرکه خوش دارد که دعایش مستجاب شود باید کسب خود را حلال گرداند »؛

داستان هفته 59

 

شخصی در محضر امام زین العابدین علیه السلام عرض کرد:

الهی، مرا به هیچ یک از مخلوقاتت محتاج منما!

امام فرمود: هرگز چنین دعایی مکن! زیرا کسی نیست که محتاج دیگری نباشد؛ همه به یکدیگر نیازمندند. بلکه همیشه هنگام دعا بگو: خداوندا مرا به افراد پست، نیازمند مساز.

داستان های بحار الانوار، ج 2، ص 94

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی

نگاهی کوتاه به موسوعه (فقه الصادق)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لا سیما بقیه الله فی الارضین.

بی تردید رشد و بالندگی دانش فقه در دوران ما محصول زحمات و تلاشهای گسترده فقهاء بزرگی است که با صرف نظر از زخارف دنیوی بستر موجود را فراهم آوردند. دراین میان اندیشمندانی که آثار مکتوبی از خود به یادگار گذاشتند سهم بیشتری دارند. روشن است که رسالت حفظ و تعمیق و ارائه فقه گرانقدر شیعه، امروز بر عهده ماست و بدین منظور لازم است تا از تمام امکانات موجود بهره برداری نماییم.

شناخت آثار برجسته و ارزنده فقهی و معرفی آن به پژوهشگران می تواند گامی کوتاه در این راستا قلمداد گردد امید است که مقاله مذکور مفید واقع گردد ان شاءالله.

در این نوشتار درصدد معرفی یکی از موسوعه های مهم فقهی که دوران معاصر نگارش یافته است می باشیم. کتاب شریف «فقه الصادق» برای فضلای حوزه، نامی آشناست.

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

 

ادامه نوشته

نکات فقهی 83

 

نکته فقهی (83): درباره استثناء منقطع

 

درادبیات عرب استثنا رابه دو قسم متصل و منفصل تقسیم کرده اند. متصل  وقتی است که مستثنی داخل درعنوان مستثنی منه باشد مانند ماجائنی القوم الازیدا. منفصل وقتی است که مستثنی ازاول اصلا داخل در مستثنی منه نیست تا بخواهیم آن راباادات استثنا خارج کنیم مانند ماجائنی القوم الاحمارادراین مواردالابه معنی لکن می باشد و در واقع گویی دو جمله جداگانه گفته شده است برهمین اساس مرحوم محقق شیخ انصاری ره درمکاسب درباره آیه لاتاکلوااموالکم بینکم بالباطل الاان تکون تجاره عن تراض می فرماید:استثنا منقطع است ودلیل برحصرنمی باشد(بحث شروط متعاقدین دربحث شرط اختیار)

 

« روی ادامه مطلب کلیک کنید »

ادامه نوشته

حدیث هفته 65

 

رسول اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند:

« الدال علی الخیر، کفاعله »؛

« کسی که به کار خوب راهنمایی کند، مانند کسی است که آن کار را انجام داده است »؛

کنز العمّال ، ح 16052

داستان هفته 58

 

امام باقر علیه السلام در توضیح و تفسیر حدیث مشهور نبوی المومن اخو المومن فرمودند:

گروهی از مسلمانان راهی سفری شدند؛ لیکن راه را گم کرده دچار تشنگی شدیدی شدند. پس تن به مرگ دادند و کفن پوشیدند و کنار تنه های درختان ماندگار شدند. آن گاه پیری با جامه های سفید نزدشان آمد و گفت: «برخیزید که مشکلی برایتان پیش نمی آید و این آب است».

آنان برخاستند و نوشیدند و سیراب گشتند. پس از آن گفتند: «خداوند رحمتش را شامل حالت کند، کیستی؟ پاسخ داد: من از جنیانی هستم که با رسول خدا بیعت کردند. شنیدم رسول خدا می فرمود: مومن، برادر مومن است؛ دیده بان و راهنمای اوست. پس نباید در حضور من تباه شوید».

الکافی ، ج 2 ، ص 167

والسلام علیکم و رحمة الله

محمدرضا کریمی

مقصود من از کعبه وبتخانه تویی تو

 

تا کی به تمنای وصال تو یگانه         اشکم شود ازهر مژه چون سیل روانه

خواهد که سر آید غم هجران تو یا نه        ای تیره غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول وتو غایب زمیانه   

 

رفتم به در صومعه عابد وزاهد         دیدم همه را پیش رُخت راکع وساجد

در میکده رهبانم ودر صومعه عابد        گه معتکف دیرم وگه ساکن مسجد

یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه   

 

روزی که برفتند حریفان پی هر کار  زاهد سوی مسجد شدومن جانب خمار

من یار طلب کردم واو جلوه گه یار     حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه   

                

هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو  هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو

در میکده ودیر که جانانه تویی تو        مقصود من از کعبه وبتخانه تویی تو

مقصود تویی... کعبه وبتخانه بهانه    

           

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید     پروانه در آتش شدو اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو درپیروجوان دید    یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

دیوانه منم ... من که روم خانه به خانه   

                

عاقل به قوانین خرد راه تو پوید               دیوانه برون از همه آئین تو جوید

تا غنچه ی بشکفته ی این باغ که بوید    هر کس به بهانی صفت حمد تو گوید

بلبل به غزل خوانی وقمری به ترانه     

          

بیچاره بهایی که دلش زار غم توست   هر چند که عاصی است زخیل خدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست          تقصیر  "خیالی"   به امید کرم توست

یعنی که گنه را به ازاین نیست بهانه                     

                                                                                   شیخ بهایی