بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمدلله رب العالمین والصلوه والسلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لا سیما بقیه الله فی الارضین.

بی تردید رشد و بالندگی دانش فقه در دوران ما محصول زحمات و تلاشهای گسترده فقهاء بزرگی است که با صرف نظر از زخارف دنیوی بستر موجود را فراهم آوردند. دراین میان اندیشمندانی که آثار مکتوبی از خود به یادگار گذاشتند سهم بیشتری دارند. روشن است که رسالت حفظ و تعمیق و ارائه فقه گرانقدر شیعه، امروز بر عهده ماست و بدین منظور لازم است تا از تمام امکانات موجود بهره برداری نماییم.

شناخت آثار برجسته و ارزنده فقهی و معرفی آن به پژوهشگران می تواند گامی کوتاه در این راستا قلمداد گردد امید است که مقاله مذکور مفید واقع گردد ان شاءالله.

در این نوشتار درصدد معرفی  یکی از موسوعه های مهم  فقهی که در دوران معاصر نگارش یافته است    می باشیم. کتاب شریف «فقه الصادق» برای فضلای حوزه، نامی آشناست.

خوشبختانه اخیرا این کتاب با تحقیق و به صورت امروزی چاپ و منتشر گردیده است و به همین جهت لازم است که بحثی هم درباره تحقیق آن داشته باشیم.

مولف کتاب حضرت آیة الله آقای سید صادق روحانی از چهره های نامدار فقاهت در دوران معاصر و از شاگردان  برجسته مرحوم محقق خوئی (ره) می باشند که مدت۱۴ سال از محضر ایشان کسب فیض نموده اند. از آنجا که ورود به بحث زندگینامه ایشان  ما را از مقصود مقاله دور می نماید لذا علاقه مندان به آثاری که دراین زمینه وجود دارد مراجعه نمایند.(*)

************************************************

مشخصات چاپ جدید وفهرست مباحث کتاب:

 

الطبعه الاولی لمنشور الاجتهاد - قم ۱۴۲۹– ۲۰۰۹ م ، ۴۱ مجلد - الطبعه الرابعه للکتاب .این کتاب در چاپ قبل در۲۶جلد منتشر شده بود ولی دراین چاپ با توجه به اینکه تحقیق روی آن انجام شده است به ۴۱ جلد رسیده است. فقه الصادق در اواخر مهرماه ۱۳۸۷ – شوال ۱۴۲۹ در بازار عرضه شد. 

محل فروش انتشارات شروق: قم، میدان شهدا.

 

شرح مباحث فقهی کتاب - که شرحی بر تبصره علامه حلی می باشد - دراین چاپ به این صورت است:

۱- طهارت از ابتدا تا ص۲۵۷ جلد ۵             ۲- صلاة از ص ۲۵۹ تا پایان جلد ۹

۳- زکات تمام جلد ۱۰                                ۴- خمس تمام جلد ۱۱

۵- صوم واعتکاف تمام جلد ۱۲                   ۶- حج از ابتداء جلد ۱۳ تا آخر جلد ۱۸

۷- جهاد جلد ۱۹ از ص ۷ تا ص ۲۹۷          ۸- امر به معروف جلد ۱۹ از ص ۲۹۹ تا ص ۴۵۹

۹- مکاسب از ابتداء جلد ۲۰ تاص ۲۸۷ جلد۲۷  ۱۰- شفعه جلد ۲۷ ازص ۲۸۸ تاص ۳۴۶

۱۱– اجاره جلد ۲۸ تا ص ۲۳۸                      ۱۲- مزارعه جلد ۲۸ از ص ۲۳۹ تا ص ۲۹۹

۱۳- مساقات جلد ۲۸ از ص ۳۰۰ تاص ۳۵۱      ۱۴- سبق ورمایه جلد ۲۸ ازص ۳۵۲ تا ص ۳۸۴

۱۵- شرکت جلد ۲۸ ص ۳۸۵ تا ص ۴۱۶         ۱۶- مضاربه جلد ۲۸ از ص ۴۱۷ تا ص ۴۷۸

۱۷- ودیعه جلد ۲۹ از ص ۷ تا ص ۵۱             ۱۸- عاریه جلد ۲۹ از ص ۵۲ تا ص ۸۲

۱۹- لقطه جلد ۲۹ از ۲ ص ۸۳ تا ص ۱۶۱      ۲۰- غصب جلد ۲۹ از ص ۱۶۲ تا ص ۲۳۸

۲۱- احیاء الموت جلد ۲۹ از ص ۲۳۹ تا ص ۲۸۴  ۲۲- قرض جلد ۲۹ از ص ۲۸۵ تا ص ۳۵۲

۲۳- رهن جلد ۲۹ از ص ۳۵۳ تا ص ۴۱۲       ۲۴- حجر جلد ۲۹ از ص ۴۱۳ تا ص ۴۸۵

۲۵- ضمان جلد ۳۰ از ص تا ص ۴۲              ۲۶– حواله جلد ۳۰ ازص ۴۲ تا ص ۶۱

۲۷- کفاله جلد ۳۰ از ص ۶۱ تا ص ۷۶          ۲۸- صلح جلد ۳۰ازص ۷۶ تا ص ۹۹

۲۹- اقرار جلد ۳۰ از ص ۱۰۰ تا ص ۱۴۶    ۳۰- وکالت جلد ۳۰ از ص ۱۴۶ تا ص ۱۹۶

۳۱- هبه جلد ۳۰ از ص ۱۹۶ تا ص ۲۳۹      ۳۲- وقف جلد ۳۰ ازص ۲۴ تا ص ۳۴۷

۳۳- وصایا جلد ۳۰ ازص ۳۴۸ تا ص ۴۹۷    ۳۴- نکاح جلد ۳۳-۳۱

۳۵- طلاق تمام جلد ۳۴                              ۳۶- ظهار جلد ۳۵از ص ۷ تا ص ۸۰

۳۷- ایلاء جلد ۳۵ ازص ۸۱ تا ص ۱۱۶       ۳۸- لعان جلد ۳۵ ازص ۱۱۷ تا ص ۱۶۷

۳۹- ایمان جلد ۳۵ از ص ۱۶۸ تا ص ۲۳۴   ۴۰- نذر جلد ۳۵ ازص ۲۳۵ تا ص ۳۰۶

۴۱- عهد جلد ۳۵ ازص ۳۰۷ تا ص ۳۱۵      ۴۲– کفارات جلد ۳۵از ص ۳۱۶ تا ص ۳۹۶

۴۳- صید و ذباحه جلد ۳۶ از ص ۷ تاص ۲۱۱   ۴۴- اطعمه واشربه جلد۳۶ از ص۲۱۲ تا ص ۴۲۷ 

۴۵- میراث تمام جلد ۳۷                               ۴۶-قضا جلد ۳۸ از ص ۸ تا ص ۴۲۰ 

۴۷- شهادات جلد ۳۸ ازص ۴۲۱ تاص ۸۶ جلد ۳۹      ۴۸- حدود جلد ۳۹ از ص ۸۷ تا ص ۳۸۲  

۴۹- قصاص جلد ۳۹ ازص ۳۸۳ تاص ۱۱۰ جلد ۴۰   ۵۰- دیات جلد ۴۰ از ص ۱۱۱ تا ص ۴۸۰

 

این بود فهرستی از تمام ابواب معروف فقه که دراین کتاب پیرامون آن بحث شده است. مولف، ابواب مربوط به عتق را به دلیل عدم نیاز بحث نکرده است. لازم به ذکر است که درجلد ۱۷ از ص ۳۰۳ تا ص ۳۸۴ رساله تقیه و در جلد ۲۷ از ص ۳۴۷ تا ص ۴۷۸ رساله لاضرر مولف محترم درج شده است. نکته دیگراینکه مباحث مربوط به مکاسب در بسیاری از موارد همانند تعلیقه ایشان به مکاسب (منهاج الفقاهه) می باشد و چون تاریخ نوشتن منهاج الفقاهه معلوم نیست نمی توان گفت کدامیک ازدیگری اقتباص شده است(۱)

 

امتیازات کتاب

 

اصولا تالیف چنین مجموعه بزرگی دلیل بر علو همت و پشتکار و توفیق نویسنده آن است،به همین جهت  تعداد فقهایی که پس از تالیف جواهر موفق به نگارش یک دوره فقهی شده اند بسیار اندک است.

با توجه به ویژگیهای ذیل می توان کتاب فقه الصادق را یکی از موسوعات ارزنده فقهی و شاید ارزنده ترین دوره کامل فقهی بعداز جواهر نامید. ((۲)

 

ویژگیهای فقه الصادق به این قرار است:

۱- شیوایی متن وروشن بودن مباحث: برخلاف برخی از کتب فقهی که متون مغلق وپیچیده ای دارند قلم مولف محترم شیواست و به روشنی مراد خود را تبیین می کند. این ویژگی حداقل دو فایده دارد:

اولا: سبب عدم اتلاف وقت مراجعه کنندگان می شود چنانکه یکی از اعضاء استفتاء بعضی از مراجع عظام به اینجانب می گفت: « یک وقتی استفتایی آورده بودند و من فرصت کافی برای تتبع و مطالعه کتب اصلی فقه را قبل از شرکت در بحث استفتاء نداشتم. فقه الصادق را دیدم چون خیلی سریع اصل مطلب را روشن میکند وانسان می تواند وارد در فضای بحث شود».

ثانیا: سبب می شود که تعداد بیشتری از فضلاء بتوانند از کتاب بهره ببرند. برخلاف کتب مغلق و سخت فهم که تنها عده خاصی از اهل فن از آن بهره می برند و در موارد زیادی هم اختلاف در تفسیر مراد مولف پیدا می شود!

۲- اتقان در محتوای مباحث: فقه الصادق در ارائه مطالب کتابی متقن است بدین معنی که :

اولا: استدلالهای وارد در آن براساس موازین اجتهاد - که بین متاخرین تثبیت شده است - می باشد. این مطلب به معنای صحت تمام استدلالهای کتاب نیست بلکه منظور دارا بودن حد نصاب رعایت موازین اجتهادی است.

متاسفانه در برخی از نوشتارهای معاصر انسان به برخی استحسانات فقهی برخورد می کند که براساس اصول استنباطی شیعه اصلا قابل قبول نیست.

و ثانیا: تاجائی که نویسنده ملاحظه کرده است  بین مبانی مولف ونظرات مختلفی که دربخشهای مختلف کتاب اتخاذ کرده اند تناقض وجود ندارد در حالیکه درآثاری که با این وسعت و در طول سالهای مختلف نگاشته می شود معمولا چنین اشکالی به وجود می آید. این ویژگی علاوه بر وجود انسجام فکری نویسنده محترم می تواند به علت ویژگی سوم باشد.

۳- ابتناء مباحث فقه برعلم اصول: در سراسر موسوعه مذکور ازمباحث علم اصول استفاده شده است و مولف محترم نتیجه بحث را متفرع بر مبنای خویش درعلم اصول نموده است وشرح آن را برمحل خودش ارجاع داده است مانند: ج۱/ ۱۹۲و ۱۹۸ و ۲۱۰ ، ج ۲/۳۲و۳۵۴، ج ۳/۳۶۸و ۳۶۹ ج ۴/۱۵و۶۷        ج ۱۲/۲۸۸، ج ۲۸ /۲۵ج ۳۸ / ۲۶۹.

این ویژگی علاوه براینکه تبحر نویسنده رامی رساند - که جز این هم از اصحاب اصولی شهیر محقق خویی انتظار نیست - سبب انسجام در استدلالات فقهی وعدم تنافی بین مباحث می شود چنانکه ما شاهد این مطلب در آثار مرحوم امام خمینی و مرحوم خوئی هستیم.

۴- دسته بندی روایات وادله: دربسیاری از موضوعات فقهی روایات متعددی وارد شده است که اگر بتوانیم آنها را به نحو مناسبی دسته بندی کنیم، بهتربه مراد ائمه اطهار (علیهم السلام) پی می بریم ودر موارد جمع بندی ویا داوری در موارد تعارض بهتر نتیجه گیری نماییم وفقه الصادق دراین زمینه عملکرد نسبتا قابل قبولی دارد مثلا نگاه کنید: بحث مصرف سهم امام درعصرغیبت ج ۱۱/۲۹۱-۲۸۲. بحث افطار با اعتقاد به دخول شب ج ۱۲/ ۱۴۴-۱۴۰و ادله مربوطه به ولایت بر دختر باکره ج ۳۱ / ۲۴۲- ۲۳۶.

۵- نوآوری: فقه الصادق نظرات مخالف مشهور ونوآوری های متعددی دارد مانند:

 

وقت مغرب را استتتار قرص می دانند ج ۵/۳۰۸، خواندن سوره کامل را در نماز واجب نمی دانند ج ۶/۴۰۶، همه گناهان راکبیره می دانند ج ۹/ ۱۹۱، جهاد ابتدایی را در زمان غیبت مشروع می دانند ج ۱۹ / ۵۰ ، مجرد خلوت با نامحرم را حرام نمی دانند ج ۲۰ / ۳۵۷ ، ولایت پدر وجد را بر دختر باکره رشید قبول ندارند ج ۳۱ / ۲۴۹، ذبیحه اهل کتاب را با احراز تسمیه حلال می دانند ج ۳۶ / ۱۰۷ .

باید توجه داشت که فقها، درپذیرش بحث حجیت شهرت واجماع دو دسته هستند؛ عده ای مانند مرحوم محقق خوئی اساسا به شهرتها  اعتنائی ندارند(۳). طبیعی است که این دسته از فقها آراء مخالف مشهوری را در فقه ارائه می  کنند چنانکه در فتوای آقای خوئی و برخی از شاگردانشان مانند شهید صدر و مرحوم استاد آیة الله تبریزی مشاهده می نمائیم. دسته دوم فقهائی هستند که کاملاً به اقوال مشهور اعتناء دارند مانند آیه الله بروجردی (۴) و مرحوم  گلپایگانی (۵) که معمولاً فتوائی موافق مشهور دارند. (روشن است که این بحث در مورد مسائل مستحدثه نیست.)

در دسته اول امکان بیشتری برای  نوآوری وجود دارد و فقیه دستش در استفاده از ادله بازتر است به خلاف دسته دوم. با این حال ما در مورد فقها دسته دوم در برخی موارد شاهد افراد برجسته ای هستیم که درعین پذیرش آن مباحث در اصول، با تبحر و قوت علمی خاص - بدون اینکه متناقض با مبنایشان باشد - فتاوایی برخلاف مشهور دارند و نوآوری های مختلفی را از ایشان ملاحظه می نمایم مانند مرحوم امام خمینی رحمة الله. مولف محترم کتاب از جمله فقیهانی است که اگرچه شهرت فتوائی را حجت نمی دانند (۶) اماعمل مشهور را سبب جبران ضعف سند، ضعیف می دانند و اعراض انها را سبب تضعیف سند می شمارند ولی درعین حال دارای برخی ازمخالفتها با مشهور می باشند.

۶- توجه به آراء مختلف: درتالیف کتاب علاوه بر توجه به آثار صاحب جواهر و شیخ انصاری که معمول  فقهاء متاخر توجه دارند، به مسالک ریاض مستند نراقی و حدائق توجه زیادی شده است؛ همچنین اگر به تاریخ تالیف فقه الصادق مراجعه شود، مشخص می گردد که در آن زمان اثر معروف مرحوم آیه الله حکیم (مستمسک العروه) کتاب مهم معاصر بوده است و خوشبختانه به مباحث آن کاملاً عنایت شده است. متأسفانه بسیاری از آثار بزرگان  فقها در عصر ما مانند آثار مرحوم آیه الله خوئی درآن زمان منتشر نشده بوده ولذا نظرات آنها در فقه الصادق طرح نگردیده است ولی به هر حال اصل توجه به آثارمختلف وتوجه به فضای فقه معاصر می تواند یک ویژگی برای کتاب باشد.

چه خوب بود اگر مولف محترم - که درقید حیات می باشند - درفرصتهای بدست آمده لااقل آراء مهم استادشان را که بعد از تالیف کتاب منتشر شده، درمتن یا پاورقی کتاب اضافه و پیرامون آن بحث می کردند.

 

ملاحظات

 

چند ملاحظه [انتقاد] درباره کتاب وجود دارد که می توان آنها را به سه دسته تقسیم نمود:

الف) ملاحظات مبنائی

ب) ملاحظات محتوائی

ج) ملاحظات نگارشی

البته بحث ملاحظات محتوائی به علت گستردگی مباحث  کتاب در این مقاله کوتاه قابل طرح نیست و باید در ضمن بحثهای مفصل فقهی به آن رسیدگی نمود. لذا فقط به بیان دو ملاحظه دیگر اکتفا می نماییم.

 

الف) ملاحظات مبنائی:

۱- مولف محترم به صورت فقه مقارن بحث نمی کند و به آراء فقهاء مذاهب اسلامی عنایت ندارند جز در موارد ضرورت و آن هم بدون مراجعه مستقیم به منابع اهل سنت. 

۲- در مباحث فقهی چندان به علم رجال توجه نشده است و در مورد روات جنجالی مانند سهل بن زیاد و محمد بن سنان و ... بحث عمیقی ندارند. به عبارت دیگر بحث رجال در کتاب کم رنگ و استطرادی است. مثلا نگاه کنید: ج ۴ ص ۸۳-۸۱و۳۴۷ ج ۱۲ص ۲۱۴.

این دو ملاحظه مبنایی می باشد بدین معنی که هر فقیهی بر اساس مبنای خود عمل می کند و به نظر می رسد که علت عدم توجه به این دو مطلب در کتاب عدم اعتقاد مولف محترم به آنها است.

اما به نظر ما هر دو مطلب لازم است. ما همانطور که مرحوم آیت الله بروجردی معتقد بودند اعتقاد داریم که اولا: برای به دست آوردن فرمایشات حقیقی اهل بیت علیهم السلام توجه روایات و فقه اهل سنت لازم است. ثانیا: علاوه بر آن، در روزگار ما طرح مباحث دیگر مذاهب اسلامی سبب آشنایی و همبستگی بیشتر می شود و ثالثا: سبب می شود کتاب دارای تأثیر و اعتبار بیشتر درمیان محققین مختلف گردد.

در مورد علم رجال هم به نظر ما نمی توان به عملکرد مشهور بسنده کرد و هر روایتی را که آنها معتبر دانستند – اگر چه ضعف سند داشته باشد - معتبر دانست و هر روایتی را که عمل نکردند - اگرچه معتبر باشد - کنارگذاشت (مگر اعراض تمام اصحاب باشد، آن هم در شرایطی).

 به علاوه در مورد روایاتی که بین اهل رجال اختلاف است لازم است اجتهاد نمود.

کم توجهی به علم رجال دراین موسوعه اشتباهاتی را هم به وجود آورده است. مثلا در ج ۴ صفحه ۸۳ علی بن سالم  را همان علی بن ابی حمزه بطائنی دانسته اند با اینکه چنین چیزی اصلا ثابت نیست. (۷)

این بود اجمال مطلب. تفصیل بحث در مورد این دو اشکال مجال دیگری را می طلبد و خوشبختانه در این زمینه از فضلا وبزرگان معاصر مطالبی منتشر شده است. (۸)

 

ج) ملاحظات نگارشی

۱- اگرچه کتاب در مباحث متعارفی که فقهاء بزرگ بحث دارند - مانند مباحث طهارت و صلاة و مکاسب - دارای عمق و دقت می باشد اما در بسیاری از مباحث دیگرچنین نیست و به صورت بسیطی بحث شده است، مانند مباحث: شرکت و مضاربه و احیاء الموات و اطعمه و اشربه و میراث و ... که با ملاحظه حجم مطالبی که دربخش فهرست هر باب  ذکر کردیم اهل فن می توانند در این زمینه داوری نمایند. مثلا در مورد کتاب نکاح همانطور که صاحب جواهر شرح و بسط لازم را نداده است، فقه الصادق هم بسط نداده است با اینکه کتاب نکاح آنقدر مباحث فنی وعمیق دارد که حداقل لازم بود در دو برابر این مقدار ارائه شود. در بسیاری از موسوعات مجلدات آخر دچار یک نوع شتابزدگی در تالیف می باشد که شاید به علت اشتغالات اجتماعی نویسندگان یا کهولت سن و .. باشد.

۲- اگرچه در مباحث متعارفی که مورد توجه صاحب عروه بوده به فروعات مهم عروه اشاره شده است و همچنین در مباحث مکاسب در فروعات مهمی که شیخ در مکاسب طرح کرده عنایت شده اما در دیگر ابواب، بسیاری از فروعات مهم اصلا بحث نشده است. این نقص با مراجعه به تحریر علامه و یا مناهج المتقین مرحوم مامقانی تا حدی قابل جبران بود.

۳- مسائل مستحدثه هر بحث - که تا زمان نگارش طرح شده بوده - غالباً طرح نگردیده است مانند: بحث رویت هلال با وسائل جدید، عده بر زنان مطلقه ای که رحمشان را در می آورند، ذبح حیوانات با دستگاه و ...

البته مولف کتابی به عنوان «فقه المسائل المستحدثه» (۹) دارند که درآن ۲۱ مساله جدید را بحث نموده اند وبه نظرمی رسد که اگر آن را هم درآخر فقه الصادق قرار دهند به تکمیل موسوعه عنایت فرموده اند.

۴- متن کتاب (تبصره مرحوم علامه) بوده است که به علت اختصار زیاد اصلا قابلیت چنین شرحی را ندارد یعنی اکثر شرح متعرض مطالب استطرداری ( غیر مربوط به متن) است. مولف محترم اگر بنا بر نگارش مختصر نداشتند خوب بود متنی مانند شرایع یا قواعد را انتخاب می کردند که تناسب بیشتری با شرح داشته باشد.

۵- مبحث مهم اجتهاد و تقلید اصلا وجود ندارد و این سبب نقصان این موسوعه شده است. در مورد مباحث عتق هم شاید بد نباشد که یک کلیاتی – لااقل – بحث بشود چرا که برای فهم کلمات اصحاب در دیگر مباحث فقهی مفید است.

۶- در برخی از موارد،بااینکه تغییر نظر داده اند  مطالب کتاب اصلاح نشده است ؛ مثلا در بحث طهارت اهل کتاب  بااینکه خودشان فتوا به طهارت دارند(منهاج الصالحین۱/۱۵۴) ولی نتیجه بحث کتاب  نجاست آنهاست ج۴/۴۴۵و۴۴۶  .یادر بحث نماز عیدین در زمان غیبت با اینکه در مشروعیت جماعت آن اشکال دارند(منهاج الصالحین۱/۳۳۵) تعبیر فرموده اند: « مع فقد الشرائط لا تستحب جماعه ج ۷ /۳۰۲ » که ظاهر تعبیر اینست که به صورت جماعت مستحب نیست اما عدم مشروعیت - که نظر واقعی نویسنده است ـ از ظاهر آن استفاده نمی شودوعبارت رسانیست.اگرتغییرفتوا هم داده اند بازنویسی آن مطلوب است .

۷- دقت لازم در برخی از موارد اعمال نشده است و اشتباهاتی در متن کتاب به وجود آمده است و ما به سه نمونه بسنده می کنیم:

1- در کتاب الصوم ج ۱۲صفحه ۹۵ در بحث مفطریت غبار به روایت مروزی - که تنها روایت بحث است - اشکال شده که: اصحاب غبار غلیظ را مفطر دانسته اند ولی روایت مطلق غبار را ذکر کرده است، لذا معلوم می شود که اصحاب به این حدیث استناد نکرده اند و چون سند آن ضعیف است و استناد اصحاب ثابت نیست نمی توان به این روایت عمل کرد (ما اشکال را به طور کامل تقریر کردیم. درمتن فقه الصادق خیلی خلاصه مطرح شده است). ایشان جواب می دهد که: درمتن حدیث آمده: (اوکنس بیتا فدخل فی انفه اوحلقه غبار) وچون غباری که هنگام جارو کردن خانه بلند می شود غالبا غلیظ است لذا ظاهر حدیث ارادع غبارغلیظ است که اصحاب گفته اند. معلوم نیست چنین غلبه ای از کجا احراز شده است!

۲- در کتاب الحج ج ۱۳ صفحه ۲۱۳ کلمه و یحرمون را که بعضی از فقها احتمال داده اند مجهول خوانده شود، ظاهر در مجهول بودن دانسته اند با اینکه ماده ( احرم - یحرم ) لازم است و اگر بخواهد مجهول باشد باید با (ب)، متعدی شود و بعد مجهول شود.

۳- درکتاب البیع ج ۲۷ صفحه ۲۴۰ در مورد سند روایت آمده: (ورواه الشیخ باسناده عن احمدبن محمدبن الحسین - الظاهر انه الجصاص الثقه - ...) درحالیکه با مراجعه به مصدر حدیث معلوم می شود اشتباه است و رواه الشیخ باسناده عن محمدبن احمدبن یحیی عن محمدبن الحسین صحیح است: وسائل الشیعه ج۱۸ ص۳۷. اشتباه دیگر اینست که جصاص لقب چنین فردی که ذکر کرده اند نمی باشد. وبه تعبیر دقیق تر معلوم نیست این لقب را چرا برای احمدبن محمدبن الحسین ذکر کرده اند، چرا که درعلم رجال چنین چیزی وجود ندارد!

اگر کتاب بازنگری شود اینگونه موارد قابل اصلاح می باشد.

 

ملاحظاتی در مورد تحقیق کتاب

 

روشن است که تحقیق مجموعه بزرگی، به سادگی امکان ندارد. زحمات بسیاری کشیده شده است تا این پژوهش به همین صورت فعلی سامان یابد. در پایان هر مجلد نام محقق آن درج گریده است و همه محققین کتاب زیر نظر حجة الاسلام آقای مصری کار کرده اند.

اما با همه زحماتی که صرف شده است نواقص تحقیق بسیار زیاد است . فقط به چند مورد آن اشاره می نماییم به امید آنکه درچاپ آینده مورد توجه قرار گیرد:

۱- موارد متعددی وجود دارد که مرجع قولی که در متن مورد نظر بوده است در پاورقی ذکر نشده است و این موضوع در برخی مجلدات پررنگ تر است که شاید دلیلش  ضعف محقق و یا اندک بودن فرصت زمان تحقیق باشد؛ فقط برای نمونه نگاه کنید:

ج۲/ ۵۷ و۱۱۲، ج 3/ 39، ج 8/ 12 ، ۵۳ ، ۱۷۵ ، ۱۹۰ ، ج ۱۲ / ۳۹۷ ، ج ۱۳ / ۲۱۳، ج ۱۷ / ۲۵، ج۲۵/۲۷ و ۱۶۸، ج ۳۴/ ۴۹۹ و در ج ۳۸ / ۷۱ و ۱۷۰.

۲- از آنجا که آیة الله روحانی دارای یک دوره اصول چاپ شده هستند (زبدة الاصول) (۱۰) لازم بود ارجاعات

 

 فراوان اصولی متن در درجه اول به آنجا ارجاع شود که این مهم غالباً انجام نشده است مثلاً نگاه کنید:

 

ج ۱/ ۱۹۲ ، ج ۱ /۱۹۸، ج ۱ /۲۰۹، ج 1/ 316، ج ۱ /۴۰۵ ، ج ۱/ ۴۶۸ ، ج 2/ 354، ج 3/ 369، ج

4/ 15 – 67، ج 25/ 28، ج ۱۲/ ۲۸۸، ج ۳۸ / ۲۶۹.

۳- موارد متعددی در متن کتاب بحثی به تقدم و یا سیاتی حواله شده است. متأسفانه بسیاری از این موارد در

پاورقی بحث اصلاً مشخص نشده است مانند:

 

 ج 1/ 194 و۳۴۴، ج ۸ /۱۷۰، ج 12 / 412،  ج 17/ 300، ج ۲۵/۲۳ ، ج ۲۷ /۸۴ و ۱۵۴، ج ۲۸ /

۳۳۱، ج ۳۳/ ۱۵۲.

و یا به صورت دقیق مشخص نشده است و تنها به ذکر مجلد بحث بسنده شده است، مانند:

 

ج 2/ 79، ج ۵/ ۳۸۵ ، ج ۸ / ۱۱۹ ، ج ۱۷ /۱۴ ،ج 18/ 193 و۳۷۶، ج ۲۷/ ۱۹۶، ج ۳۸/ ۳۶۰ .

 

با اینکه این ارجاعات گاهی وقت زیادی از خواننده می گیرد چه خوب بود که پس از اتمام تحقیق یک دور فقط به قصد آدرس دادن این موارد بازنگری مجدد صورت گیرد.

علاوه براین خود محققین می توانستند در پاورقی، مباحثی را که ملاحظه آن برای تکمیل بحث مفید است و در خود فقه الصادق ذکر شده مورد اشاره قرار دهند که چنین نکرده اند.

۴- یکی از مسائل مهم در تحقیق کتاب در زمان ما ارائه فهرستهای فنی است که متأسفانه فقه الصادق از این امتیاز بزرگ محروم شده است. درجلد ۴۱ که مخصوص فهرست است تنها به بیان مصادر تحقیق و آوردن فهرستهای هر جلد بسنده نموده است.

لازم است فهرست آیات و قواعد فقهیه و اصولیه و همچنین لااقل فهرست احادیث مهم مثل( الماء اذبلغ قدرکر لم ینجسه شیء) ارائه شود.

نکته قابل تامل این است که بحث تطبیق با طبع قبل «مقارنه مع الطبعه القدیمه» که در ابتدای جلد ۴۱ با حروف پر رنگ مطرح شده است اصلا در جلد مذکور وجود ندارد! با اینکه کاری ضروری می باشد.

در مجموع به نظر می رسد در چاپ کتاب تعجیل شده است که شاید دلایل موجهی در جای خود داشته باشد اما به هر حال نواقصی را به وجود آورده است که لازم التدارک است. فعلا به همین مقدار اکتفا می کنیم شاید در فرصت دیگری بتوانیم مطالب بیشتری را در این زمینه ارائه نمائیم .

امید است خدای متعال به همه ما اخلاص در قول و عمل عنایت فرماید و عاقبت امور ما را ختم به رضای خویش فرماید.

***********************

(*) مانند سایت اینترنتی دفترآیه الله روحانی. لازم به ذکر است  برخی ازمواضع سیاسی ایشان بعد ازانقلاب اسلامی ایران  مورد مناقشه است که البته ارتباطی به این مقاله ندارد.

(۱) فقط برای نمونه: فقه الصادق ۲۱/۳۰۱بحث توریه را با منهاج الفقاهه۲/۱۲۳مقایسه کنید.

(۲) البته باید توجه داشت که بعد از جواهر، ما چند دوره فقهی کامل بیشتر نداریم مانند: جامع المدارک مرحوم خوانساری، مهذب الاحکام مرحوم سبزواری و الفقه مرحوم شیرازی.

(۳) ر.ک: مصباح الاصول ج ۴۷ من الموسوعه /۱۷۰-۱۶۶ و ۲۳۷-۲۳۵

(۴) و (۵) ر.ک: توضیح المسائل معظم له

(۶) ر.ک: زبدة الاصول ج ۴/۱۸۹

(۷) ر.ک: قاموس الرجال ج ۷ رقم۵۱۵۰ و معجم رجال الحدیث ج ۱۲ رقم ۸۱۴۳

(۸) برای نمونه: در مورد تاثیر مراجعه به روایات و فتاوای اهل سنت به ویژه، نامه مجله حوزه درموردآیه الله بروجردی و برای دیدن بحث احتیاج ما به علم رجال، به کلیات فی الرجال آیه الله سبحانی مراجعه کنید.

(۹) الطبعه الخامسه. الناشر حدیث دل . ۱۴۲۵ ه.ق

(۱۰) الطبعه الثانیه. الناشر حدیث دل .۱۴۲۴ ه.ق

_____________________________________

والحمد الله رب العالمین

۸۷/۸/۱۵ ذوالقعده ۱۴۲۹ قم المشرفه

« سید محمد مهدی رفیعی »