قاعده امکان - قسمت دوم
... دسته دوم: روایاتی است که دلالت بر حیض بودن خونی که قبل از عادت دیده شود می نماید مانند روایتی که مرحوم کلینی به سند معتبر از سماعه نقل می کند « سالته عن المراة تری الدم قبل وقت حیضها فقال اذا رات الدم قبل وقت حیضها فلتدع الصلوة فانه ربما تعجل بها الوقت »
این روایت را مرحوم شیخ طوسی هم نقل فرموده است. 8
به نظر می رسد که از این دسته از روایات نیز نمی توان قاعده امکان را استفاده کرد چرا که این اخبار در مقام بیان این مطلب هستند که زمان شروع حیض وقت دقیقی ندارد و حتی زنانی که دارای عادت نیز می باشند احیانا (ربما) دچار حیض زودتر از موعد می گردند.
به بیان دیگر: این احادیث نمی گوید « به طور کلی هرگاه احتمال حیض بودن خون باشد آن خون حیض است » بلکه با مطرح کردن عنوان « تعجیل وقت »- که در برخی روایات دیگر به یکی دو روز تطبیق شده است - مساله دیگری را مورد توجه قرار می دهد.
البته اگر بیان مذکور را تمام ندانیم اشکال مرحوم خویی مبنی بر اینکه این نصوص مربوط به زنان دارای عادت می باشد و ما در دیگر بانوان دلیلی بر تعمیم نداریم، 9 به نظر وارد نمی باشد:
زیرا چنانچه مرحوم آیة الله اراکی فرموده اند: « اگر قاعده امکان در زنانی که دارای عادت هستند و عادت برای آنها مرجع می باشد ثابت شود، در دیگر بانوان که عادت ندارند به طریق اولی ثابت می گردد 10 » یعنیاگر ثابت شد مجرد احتمال حیض بودن ملاک است و مقدم بر عادت - که اماره شرعی است - می باشد این ملاک حتما در موارد نبودن عادت نیز وجود خواهد داشت و این اولویتی است که متشرعه آن را می فهمد. فتامل
دسته سوم روایاتی است که دستور ترک نماز را در مورد زنانی که سه، چهار روز خون می بیند صادر می نماید - و بالملازمه حکم حیض بودن آن خون از آن استفاده می شود مانند: روایتی که مرحوم کلینی به سند معتبر از یونس بن یعقوب نقل فرموده است « قال: قلت لابی عبدالله علیه السلام المراة تری الدم ثلاثة ایام او اربعة قال تدع الصلوة قلت فانها تری الطهر ثلاثه ایام او اربعة قال تصلی قلت فانها تری الدم ثلاثة ایام او اربعة قال تدع الصلوة قلت فانها تری الطهر ثلاثة ایام او اربعة قال تصلی قلت فانها تری الدم ثلاثة ایام او اربعة قال تدع الصلوة تصنع ما بینهما و بین شهر فان انقطع عنها الدم و الافهی غبزلة المستحاضة.
این روایت را مرحوم شیخ نیز نقل فرموده است. 11
مرحوم خوئی فرموده اند اینکه امام در جواب سوال فرموده نماز را رها کند دلالت می کند که خونی که مردد بین حیض و استحاضه است حیض است چرا که حرف دیدن سه روز خون دلیل بر حیض بودن آن نمی شود. 12
اشکال این استدلال اینست که این روایات مربوط به بانوانی است که عادت آنها بهم ریخته است - چنانکه شیخ طوسی ره فرموده 13 - و به هیچ وجه نمی تواند یک حکم کلی برای حیض بودن خونی که سه روز جاری می شود باشد چرا که یکی از مسلمات باب حیض اینست که بین دو حیض حداقل باید ده روز پاکی باشد 14 در حالیکه در متن این روایات چنین نیست بنابراین این احادیث را بر مورد خاص حمل می کنیم و در غیر این صورت از آنها اعراض می شود.
اشکال دیگر اینست که اگر مراد سائل این باشد که خون دیده شده مردد بین حیض و استحاضه است و مکلف چه باید بکند؟ بر اساس روایات معتبر دیگر و فتاوای فقها 15 حتما وظیفه اش در درجه اول رجوع به صفات حیض است یعنی باید ببیند آیا این خون ویژگیهای حیض را دارد یا نه و در درجه بعد باید به عادت خود رجوع کند یعنی اگر این خون مردد در ایام عادت بود، حیض محسوب می شود.
بنابراین این روایات مربوط به بحث ما نمی شود وحکم مورد خاص را بیان می نماید در غیر این صورت یا این روایات به علت اعراض اصحاب کنار گذاشته می شود و یا بین آنها و روایاتی که وظیفه خون مردد بین حیض و استحاضه را معین کرده است تعارض واقع می شود و باید بر طبق قواعد باب تعارض عمل نمود ( در حالیکه فقهاء شیعه اصلا تعارضی بین این روایات ندیده اند و فهم اصحاب هم موید اینست که این روایات مربوط به مورد خاصی می باشد)
به هر حال از این روایات نمی توان قاعده امکان را استفاده نمود.
دسته چهارم: روایاتی که دلالت می کند بر اینکه خونی که تا قبل از ده روز از اتمام مدت حیض دیده شود از همان حیض محسوب می شود مانند روایتی که مرحوم کلینی به سند معتبر از محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل کرده: « عن ابی جعفر علیه السلام قال: اذا رات المراة الدم قبل عشرة ایام فهو من الحیضة الاولی و ان کان بعد العشرة فهو من الحیضة المستقبلة. »
این روایت را مرحوم شیخ طوسی نیز نقل فرموده است. 16
استدلال شده است که این روایات می گوید به مجرد دیدن خون حکم به حیض بودن می شود - با اینکه خون دیده شده ممکن است استحاضه و ... باشد - اگر قبل از ده روز بود از حیض اول و اگر بعد از ده روز بود از حیض دوم به حساب می آید.
اشکال اینست که در این روایات اصل حیض بودن خون برای مکلف مفروغ دانسته شده است و تنها بحث در این است که با توجه به اینکه حداکثر حیض ده روز است اگر خون دیده شده بعد از ده روز باشد از حیض دوم محسوب می شود. پس این روایات در مقام بیان حکم افراد مردد بین حیض و استحاضه نیست بلکه در مقام بیان حداکثر زمان حیض - و یا حداقل زمان پاکی - می باشد.
اگرچه برای قاعده امکان به روایات دیگری هم استدلال شده است ولی ضعف استدلال به آنها، از مطالبی که گفتیم روشن می شود.
نتیجه بحث اینکه: قاعده امکان دلیل معتبری ندارد و روایاتی که در این زمینه به آن استدلال شده - در صورت صحیح بودن دلالت - مربوط به موارد خاص می شود.
نکته آخر اینکه کسانیکه قاعده امکان را قبول دارند، آن را تنها مربوط به شبهات موضوعیه می دانند و در شبهات حکمیه آن را جاری ندانسته اند.
نتایج انکار این قاعده و مباحث فنی بیشتر در این زمینه را به فرصت دیگری وا می گذاریم:
والحمدلله رب العالمین
« سید محمد مهدی رفیعی تهرانی »
_____________________________________
1- ر.ک: مستمسک العروة 3/ 230
2- ر.ک: مستمسک العروة 3/ 240،
3- کتاب الطهارة، امام خمینی 1/ 52
4- ر.ک: کتاب الطهارة، امام خمینی 1/ 66-64
5- وسائل الشیعه باب 30 من ابواب الحیض ح 1
6- موسوعة الامام خوئی 7/ 197
7- کتاب الطهارة مرحوم شیخ انصاری 3/ 123
8- وسائل الشیعه باب 13 من ابواب الحیض ح 1
9- موسوعة الامام خوئی 7/ 200
10- کتاب الطهارة ج 2 ص 98: مرحوم اراکی
11- وسائل الشیعه باب 6 من ابواب الحیض ح 2
12- موسوعة الامام خوئی 7/ 198
13- الاستبصار 1/ 146 دارالحدیث - و ص 132 از چاپ قدیم
14- ر.ک: مستمسک العروة 3/ 189 و ...
15- ر.ک: مستمسک العروة 3/ 168 و ...
16- وسائل الشیعه باب 11 من ابواب الحیض ح 3