بسم الله الرحمن الرحیم

 

نکاتی معنوی از امام خمینی (رضوان الله علیه) (4)

«در بیان آن که حبّ دنیا باعث تشتّت خیال است»

 

باید دانست که به حسب فطرت، قلب به هر چه علاقه و محبت پیدا کرد، قبلۀ توجه آن، همان محبوب است و اگر اشتغال به امری مانع از تفکر در حال محبوب و جمال مطلوب شود به مجرد آن که آن اشتغال کم شود و آن مانع از میان بر خیزد فوراً قلب به سوی محبوب خود پرواز نموده متعلق به دامن آن شود ... .

بالجمله دل ما چون با حبّ دنیا آمیخته شده و مقصد و مقصودی جز تعمیر آن ندارد ناچار این حبّ، مانع از فراغت قلب و حضور آن در محضر قدس شود و علاج این مرض مهلک و فساد خانمان سوز با علم و عمل نافع است.

اما علم نافع برای این مرض، تفکر در ثمرات و نتائج آن و مقایسه کردن بین آن ها و مضارّ و مهالک حاصله از آن است ... .

فی الکافی عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: «رأس کل خطیئة حبّ الدنیا» و روایات کثیرۀ دیگر نیز به این مضمون با اختلاف تعبیر وارد است و بس است برای انسان بیدار همین حدیث شریف و کفایت می کند برای این خطیئۀ بزرگ مهلک، همین که سرچشمۀ تمام خطاها و ریشه و پایۀ جمیع مفاسد است... .

و چون معلوم شد که حبّ دنیا مبدأ و منشأ تمام مفاسد است بر انسان عاقل علاقمند به سعادت خود، لازم است این درخت را از دل ریشه کن کند.

طریق علاج عملی، آن است که معامله به ضدّ کند: پس اگر به مال و منال علاقه دارد با بسط ید وصدقات واجبه و مستحبه، ریشۀ آن را از دل بکند و یکی از نکات صدقات، همین کم شدن علاقه به دنیاست و لهذا مستحب است که انسان چیزی را که دوست می دارد و مورد علاقه اش هست صدقه دهد چنان چه در کتاب کریم الهی می فرماید: «لن تنالوا البرّ حتی تنفقوا بما تحبّون» و اگر علاقه به فخر، تقدّم، ریاست و استطاعت دارد، اعمال ضدّ آن را بکند و دماغ نفس امّاره را به خاک بمالد تا اصلاح شود.

باید انسان بداند که دنیا طوری است که هر چه آن را بیشتر تعقیب کند و در صدد تحصیل آن بیشتر باشد، علاقه اش به آن بیشتر شود و تأسفش از فقدان آن روز افزون گردد، گویی انسان طالب چیزی است که به دست او نیست... .