مشروبات الکلی عامل عقبگرد انسانیت
در سالروز رحلت عارف ربانی و حکیم الهی حضرت علامه طباطبایی توجه خوانندگان را به یکی از مقالات علمی معظم له جلب می نمائیم :
اسلام بر خلاف سایر ادیان (که تعلیمات آنها بر اساس انزوا و کناره گیری از اجتماع بنا شده، مانند نصرانیت و برهمنی و بودائیت و یا تنها به تربیت طائفه و نژاد خاص چشم همت دوخته شده باشد، مانند یهودیت) سازمان تعلیم و تربیت خود را یک سازمان اجتماعی جهانی قرار داده است که سعادت انسانیت را در زمینه مدنیت که هرگز انسان از وی مستغنی نیست با ایجاد و اتفاق کامل میان افراد، تأمین کند، و تشکیل مجتمعی را در نظر گرفته که جزء تشکیل دهندۀ آن یک انسان خالص متمیز، بوده باشد، و با سیر تکاملی خود سعادت انسانیت را صد در صد به دست آورد.
روی این اصل برای تشکل جامعۀ مورد نظر خود، انسان فطری «انسان طبیعی» را در نظر گرفته است، یعنی انسانی که دستگاه آفرینش بوجود آورده و با موهبت عقل سلیم مجهز کرده و با این وسیله، از سایر انواع حیوانی تمیز داده و آلایش و پیرایش اوهام و خرافات و سایر افکار پوچ تقلیدی و موروثی را نداشته باشد، و این مطلب از اول تا آخر کتاب الله «قرآن شریف» در نهایت وضوح پیدا است.
اسلام تشخیص می دهد: انسانی که دستگاه آفرینش بوجود آورده و با عقل سلیم مجهز نموده است؛ با سلامت شعور و ادراک و «فطرت خدادادی خود» درک می کند که در عین حال او و هر آفریدۀ دیگری در شاهراه حیات جویای سعادت و خواهان خوشبختی خود می باشد، و در پیدایش وجود و بقای خود و تأمین سعادت و رفع حوائج خود به هیچ وجه استقلال نداشته و از هر جهت محتاج به افراد دیگر می باشد.
همچنین هر موجود دیگری از اجزای جهان آفرینش، خود را بوجود نیاورده و در ادارۀ وجود و بقای خود استقلال ندارد و مجموعه جهان هستی نیز که همان انسان و سایر پدیده های جهانی است به یک نقطۀ مافوق طبیعت بستگی داشته و با یک ارادۀ شکست ناپذیر غیبی طبق قوانین عامۀ علیت و معلولیت اداره شده و به بقای وجود خود ادامه می دهند.
رشد عقل مهمترین عبادت است
و این درک، انسان را به سوی این نتیجه هدایت می کند که باید به خدای یگانه «حیات و علم و قدرت مافوق طبیعت» سر تسلیم فرود آورده و به سوی مقصدی پیش رود که در ساختمان وجودی وی پیش بینی شده و به دست عقل سپرده شده است.
قرآن شریف تصریح می کند: « دین همان تسلیم به خدای یگانه است » (1) و تصریح می کند که دین همانا سلسله تعلیماتی است که با آفرینش ویژۀ انسان وفق داده و تطبیق کرده و خواسته های وجودی وی را در نهایت تعدیل تأمین نماید: « دین روی آفرینش خدائی استوار است که مردم را طبق آن آفریده و آفرینش خدائی قابل تبدیل و تغییر نیست. » (2)
کسی که از این نظر کلی و قطعی اسلام: « بشر باید در حال اجتماع و اتفاق طوری زندگی کند که با آفرینش انسانی تطبیق نماید » اطلاع به هم رسانیده و کمی تأمل نماید، حدس خواهد زد که اسلام در جریان تعلیمات خود حفظ عقل سالم را مهمترین واجبات دانسته و کمترین اجازه ای برای تباه کردن وی، حتی یک لحظه، نخواهد داد؛ و همانطور هم هست.
اسلام ادارۀ امور زندگی انفرادی و اجتماعی انسان را به دست عقل سالم سپرده و هیچگونه اجازه مداخله به عواطف دروغ نمی دهد، مگر در حدودی که عقل تجویز نماید. از این رو از هر چیزی که فعالیت طبیعی این موهبت خدادادی را کم یا زیاد بهم زده و مختل می کند، و تلاش عقل و تدبیر را خنثی می نماید، با تمام قوا جلوگیری به عمل می آورد. چنانکه از قمار که روی بخت و شانس استوار است و از دروغ و افتراء و تزویر و غش در معاملات و هر چه از این قبیل بوده و عقل اجتماعی را مختل ساخته و تدبیر و رویه را خنثی می کند، نهی می نماید.
و از آن جمله است: استعمال مشروبات الکلی که شدیداً در اسلام ممنوع و حتی نسبت به نوشیدن یک قطره از مسکرات هشتاد تازیانه مجازات تعیین شده است.
_____________________________________________________
(1): ان الدین عندالله الاسلام / سورۀ آل عمران / آیۀ 19
(2): فاقم وجهک للدین حنیفا، فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله / سورۀ روم / آیۀ 30
آثار شوم آزادی مشروبات الکلی
خوردن مشروبات الکلی در میان سایر کارهای مزاحم عقل و تدبیر، تنها عملی است که سر و کارش مستقیماً با عقل و شعور می باشد و تنها به منظور کشتن تعقل و تقویت عواطف بی سرپرست انجام داده می شود.
به همین جهت آثار شوم و نتیجه های زشت و ناهنجاری که پیوسته از جهت بهداشت و اخلاق و روان و دین در افراد و در جامعه های بشری بسط و توسعه می دهد؛ به هیچ وجه قابل انکار نبوده و پوشیده نیست. فعلاً سالی از تاریخ انسانیت نمی گذرد که میلیونها بیمار الکلی به بیماریهای گوناگون مری و معده و ریه و کبد و اعصاب و غیر ذلک، گرفتار نشده و در بیمارستان ها بستری نشوند.
سالی نمی گذرد که جمعیت انبوهی مجانین الکلی به تیمارستان ها منتقل نشوند، سالی نمی گذرد که میلیون ها شخص کنترل اخلاقی خود را از دست ندهند و یا به انحرافات روانی و گرفتاری های فکری مبتلا نشوند.
سالی نمی گذرد که این سم مهلک، بشر را به صدها میلیون قتل و خودکشی و جنایت و دزدی و خیانت و عرض فروشی و رسوائی و پرده دری و افشای اسرار و بدگوئی و بدزبانی و ایذاء و اذیت هدایت نکند و یا اوقات زیادی، افراد شریف انسان را در حالی که مانند حیوان وحشی پای بند هیچ قانون و مقرراتی نیستند، اسیر و زندانی نکند.
تعقل پاکی که روزانه بواسطۀ استعمال صدها میلیون لیتر مشروبات الکلی از دست جامعۀ انسانی می رود، ضایعۀ اسفناک و جبران ناپذیری است، و البته از نقطه نظر روانی از جامعۀ انسانی که پیوسته همه یا قسمت اعظم ممیز انسانیت خود را (تعقل صحیح و پاک) از دست می دهند، نباید امید خیر و انتظار خوشبختی عمومی داشت.
قرآن شریف که برای اولین بار از نوشیدن می نهی می کند، به طور اجمال به همۀ مفاسد فردی و اجتماعی وی اشاره کرده و او را « اثم » نام نهاده، یعنی کار زشتی که دنبالۀ نامطلوب داشته و محرومیت هائی بار می آورد. (1)
و برای آخرین بار که در نهایت تأکید نهی می کند، مخصوصاً به دو نوع از مفاسد و مضرات این عمل اشاره می کند که رخنه یافتن آنها به جامعۀ انسانیت، ارکان جامعۀ بشری را سست و بالاخره کاخ سعادت عمومی را بطور قطع سرنگون خواهد کرد.
در جای دیگر می فرماید: «شراب مسکر در میان شما کینه و دشمنی ایجاد کرده و شما را نسبت به مقدسات قوانین و مقررات که پای بندی آنها تنها راه سعادت شما است، بی اعتناء و بی بند و بار می کند» (2)
پر روشن است که تنها هدف تعلیمات اسلامی تشکیل یک اجتماع صالحی است که الفت و التیام در روی حکومت کند و همۀ افراد آن، خودشان را در پیشگاه خدائی مسئول اجرای قوانین انسانی که ضامن سعادتشان می باشد، بدانند، و در هیچ حال خدا را فراموش نکنند و به مسئولیت خود بی اعتنا نباشند.
اینست آنچه اجمالاً در قرآن شریف در مقام قانون گزاری بیان شده است و آنچه از مقام نبوت در این باب نقل شده بیرون از حد بوده و همۀ مضرات جسمانی و روحانی خمر را تفصیلاً بیان می نماید.
_________________________________________________
(1): قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم و البغی بغیر الحق / سورۀ اعراف / آیۀ 33
(2): انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوة فهل انتم منتهون / سورۀ مائده / آیۀ 91
مبارزه اسلام با شراب
روزی که اسلام مشروبات الکلی را تحریم کرد جهان بشریت به استثنای معدودی از یهود، مبتلای این سم مهلک بود و در همۀ جامعه های مترقی و غیر مترقی آنروز رواج کامل داشته و خوردن می هیچ گونه ممنوعیت قانونی نداشت، مردم آن روز با همین عقیده و عادت نامطلوب نسلاً بعد نسل بطور توارث رشد کرده و رگ ریشه دوانیده بودند.
البته ریشه کن نمودن چنین عادتی – برای اسلام – همان اندازه اشکال داشت که از میان بردن عقیدۀ بت پرستی مشکل بود؛ اگر مشکل تر نبوده باشد.
و به همین جهت بود که اسلام در اجرای حکم تحریم خمر راه ارفاق و طریقۀ تدریج را اختیار نموده و در ظرف چندین سال به منظور خود (فاصلۀ نزول آیۀ اعراف و آیۀ مائده) جامۀ عمل پوشانیده، در سورۀ اعراف سربسته و به نام «اثم» و در سورۀ بقره (1) نسبتاً صریح تر؛ و در سوره مائده صریحاً نهی نموده است.
در اوایل بعثت به عنوان تحریم ساده و سرانجام تحریم شدید نموده و قرار حد «مجازات با تازیانه» صادر کرده است.
اسلام در ابتدای کار اگرچه در اجرای حکم تحریم و بیرون کردن هوای می پرستی از سر مردم، دچار مشکلاتی بود، ولی در عین حال در اجرای این حکم شاق و پذیرش عمومی از وی، موفقیت شگفت آوری پیدا کرده که راستی حیرت انگیز است.
آخرین آیۀ تحریم خمر که در سورۀ مائده است، نشان می دهد که پس از چندین سال که از عمر تحریم می گذشته هنوز مردم به کلی دست از عادت دیرین خود بر نداشته بوده اند، ولی چنانکه از قرائن تاریخی بر می آید، پس از تحریم قطعی خمر، مردم یک باره هوس باده کشی را از سر بیرون رانده، و بی تأمل هرچه خم شراب و صراحی می بود، در کوچه ها و معابر و سر راه ها شکسته و موجودی محتویات آن را به زمین ریختند و هرگز اجرای حد برای کسی که در زمان پیغمبر اکرم (ص) (ما بین تحریم و تعیین حد و رحلت رسول ص) شراب خورده باشد، نقل نشده، با اینکه اجرای حد از برای قتل و زنا و امثال آن از منهیات؛ زیاد نقل شده است.
در مسیر تاریخی، سیزده چهارده قرن که از طلوع و دعوت اسلامی می گذرد، در میان جامعۀ اسلامی می توان گفت: صدها میلیون مسلمان آمده و رفته اند که در عمر قطره ای از این سم مهلک نچشیده باشند.
و در ممالک اسلامی که صدها میلیون مسلمان زندگی می نمایند، به جز شهرهای بزرگ که از مدنیت! امروزی بی بهره نبوده و این سم نیز به همراه مدنیت! در آنها شیوع پیدا کرده، می توان قطع داشت که میلیون ها مسلمان در عمر خود رنگ شراب ندیده باشند. (2) / [ از کتاب معنویت تشیع / استاد علامه سید محمد حسین طباطبائی ]
______________________________________________________
(1): یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما / آیۀ 219
(2): سالانه مکتب تشیع
« سید محمد مهدی رفیعی »