ای خفته شب تیره، هنگام دعا آمد
ای خفته شب تیره، هنگام دعا آمد
وی نفس جفا پیشه، هنگام وفا آمد
بنگر به سوی روزن، بگشای در توبه
پرداخته کن خانه، هین نوبت ما آمد
از جرم و جفا جویی، چون دست نمی شویی
بر روی بزن آبی، میقات صلا آمد
زین قبله بیاد آری، چون رو به لحد آری
سودت نکند حسرت، آنگه که قضا آمد
زین قبله بجو نوری، تا شمع لحد باشد
آن نور شود گلشن، چون نور خدا آمد
« مولوی »
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۷ ساعت 23:25 توسط سیـد مـحمـد مـهـدی رفـیــع پــور
|