بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و الصلوه و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لا سیما بقیه الله فی الارضين

مطالبي كه در اين نوشتار به محضر فضلا تقديم مي گردد،بخشي از مجموعه يادداشت هاي پراكنده‌ي فقهي،اصولي،حقوقي نگارنده است كه در طول چند سال مطالعه و تحقيق مستمر در اين زمينه ها گرد آمده است.علاوه بر آن نكته هايي هم از محضر اساتيد بزرگوارم كه همگي از فقهاء عظيم الشأن شيعه مي باشند استفاده شده است؛حضرات آيات آقايان سيد كاظم حائري ،شبيري زنجاني و وحيد خراساني ادام الله بركاتهم كه مدتها از دروس پربارشان بهره برده و مي برم.
اگر چه بنا بود اين نوشته ها به زبان عربي منتشر شود اما به جهاتي فعلا‌‌‌ً تصميم به ارائه آنها به زبان فارسي گرفته ايم و نام ‌‌«نكته ها» را براي آن برگزيديم.
در اينجا توجه خوانندگان محترم را به چند مساله جلب مي نمايم:
1)هر بحث تحت عنوان نكته ارائه مي شود.همه نكات در زمينه فقه و رشته هاي مربوط به آن (اصول و حقوق و برخي مباحث لغوي)مي باشد. حجم برخي نكته ها زياد و در حد يك مقاله و حجم برخي اندك مي باشد.
2)مطالب اصولي كلاسيك در محل خاص خودش در اصول تحقيق شده است.آنچه در اينجا گرد آورديم برخي از بحث هاي مهم است كه غالباً در لا به لاي مطالب بحث مي شود و ارزش اين را دارد كه مستقلاً مورد بررسي و تحقيق قرار گيرد.همچنين مقداري از مباحث پراكنده ي فقهي را كه چنين ويژ‌‍‌‍‌‌‌گي اي دارد استخراج نموده ايم.
3)با توجه به اينكه مخاطبين اين نوشته ها طلاب عزيز و دانشجويان محترم فقه و حقوق هستند لذا خود را ملزم به ترجمه همه عبارات نمي دانيم.
4)برخي از نكته ها تحقيق شده است و برخي تنها در بر دارنده ي اصل مساله مي باشد و تحقيقي پيرامون آن صورت نگرفته است.اهل نظر به خوبي مي دانند كه در فرايند تحقيق گام اول را پيدا كردن سر نخ و منبع بحث،براي تفكر و تتبع تشكيل مي دهد.نكته ديگر اينكه نتيجه هر نكته لزوماً آخرين رأي مؤلف نيست چرا كه برخي از مطالب سالها پيش تنظيم شده و اكنون فرصت تحقيق نهايي وجود ندارد.
5)آخرين مطلب هم اينكه در ارائه يادداشت ها ترتيب خاصٌي ملاحظه نشده است.به خواست خدا پس از تمام شدن مطالب به مرتب كردن آنها -و در صورت امكان تحقيق بحثها-اقدام مي شود تا اگر بنا بر چاپ گرفته شد صورت مناسبتري پيدا نمايد.
از خداي متعال عاجزانه مي خوهيم كه قلوب ما را به نور معرفت و محبتش منوٌر فرمايد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
3/6/86
سيد محمد مهدي رفيع پور

بسم الله الرحمن الرحیم
نكته (1) :لفظ واجب هميشه به معناي مصطلح –فعل الزامي- نيست اگر چه ظهور اوليه در آن دارد ولي با تتبع در روايات معلوم مي شود كه در موارد متعدد در معناي مستحب مؤكد استعمال مي شود و جهت اين استعمال هم نهايت اهتمام شارع به آن عمل است بايد توجه داشت كه اصل ماده وجوب به معناي ثبوت و وقوع است.راغب گويد :الوجوب الثبوت.[1]
ابن فارس مي نويسد :اصل واحد يدل علي سقوط الشي و وقوعه ثم يتفرع و وجب البيع وجوباً :حقَّ و وقع[2] و ابن اثير مي فرمايد :يقال وجب الشي يجب وجوبا اذا ثبت ولزم و الواجب و الفرض عند الشافعي سواء و هو كل ما يعاقب علي تركه و فرق بينهما ابوحنيفه فالفرض عنده آكد من الواجب.[3]
به هر حال در قرآن كريم از اين ماده جز آيه ي « اذا وجبت جنوبها » كه به معناي سَقَطَ است به كار نرفته است ولي در احاديث در سه مورد استعمال شده است :
1) در معناي مصطلح كه بسيار زياد است ؛
2) در مورد مستحب مؤكد مانند :
1- احاديثي كه بر غسل جمعه اطلاق واجب كرده است


________________________________________
1- مفردات / 548
2- مقأيس اللغه /1045
3-النهاية 4 / 1462

مانند صيعه عبداللربن مغيره –چون ابراهيم بني هاشم در سند است عده اي حسنة عبدالله بن مغيره تعبير مي كنند ولي ما صيعه مي دانيم – عن ابي الحسن الرضا ع قال سألته عن الغسل يوم الجمعه فقال واجب علي كل ذكر او انثي عبد او حر[1] و در صيعه زراره از امام باقر ع مي خوانيم و الغسل واجب يوم الجمعه[2] ( به باب غسل جمعه رجوع شود )
2 - في رواية سليمان بن حفص المروزي قال الفقيه العسكري ع يجب علي المسافران يقول في دبر كل صلاة يقصر فيها ( سبحان الله و الحمد لله و لا اله الله و الله اكبر ) ثلاثتين مرة لتمام الصلاة[3]
3- در نامه ي حضرت رضا ع به مأمون – سندش نزد ما معتبر است – آمده :[ والصلوة يا ] و لصلوات علي النبي صلي الله عليه و آله واجبة في كل موضع و عند العطاس و الذبائح و غير ذلك[4]
4- در همان نامه آمده : ... و التكبير في العيدين واجب في الفطر في دبر خمس صلوات .. و في الاضحي في دبر عشر صلوات[5]
5- في رواية منصور بن حازم عن ابي عبدالله ع قال من الواجب علي كل مؤمن اذا كان لنا شيعة ان يقرأني ليلة الجمعه بالجمعه و سبح اسم ربك الاعلي و في صلاة الظهر بالجمعة و المنافقين ...[6]
( البته سند حديث به علت حسن بن علي بن ابي حمزه ضعيف است ).

3) استعمال در معناي لغوي مانند صيعه طبي عن ابي عبدالله ع قال ايما رجل اشتري من رجل بيعا فهما بالخيار حتي يفترقا فاذا افترقا وجب البيع.[7]
« ادامه دارد »


________________________________________
- الوسائل الشيعه ب 6 من ابواب الاغسال السنوته ح 3[1]
-همان ح 5[2]
-الوسائل ب 24 من ابواب الصلاة المسافر ح 1[3]
-عيون الاخبار 2/121[4]
-همان[5]
-ثواب الاعمال /148[6]
-الوسائل ب 1 من ابواب الخيار ح 4[7]